باستناد مجوز ذیل تمام آبادی ها ومزارع ومکانهای موجود از لوتک تا زاهدان جزیی از دهستان لوتک می باشد  


رونوشت مجوز ایجاد دهستان لوتک توسط هیات وزیران در سال 66

‌ایجاد تشکیل تعداد 1دهستان شامل روستاها،

مزارع و مکانها در شهرستان زابل تابع استان سیستان و بلوچستان
1366.04.10 - .1208ت931 - 1366.10.28 - 1079
‌تقسیمات کشوری و وظائف استانداران و فرمانداران


هیأت وزیران در جلسه مورخ 1366.4.10 بنا به پیشنهاد شماره 1372.1.5.53 مورخ
1366.1.18 وزارت کشور به استناد ماده 13 قانون تعاریف و ضوابط‌تقسیمات کشوری مصوب
تیرماه سال 1362 مجلس شورای اسلامی، در اجرای ماده 3 قانون و تبصره‌های ذیل آن و
ماده 31 آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور‌تصویب نمودند.
‌در شهرستان زابل تابع استان سیستان و بلوچستان تعداد 1 دهستان به نام دهستان لوتک شامل روستاها،
مزارع و مکان‌ها در محدوده جغرافیایی معین مطابق با کروکی و نقشه1.250.000 ضمیمه
که ممهور به مهر هیأت وزیران است به شرح زیر ایجاد و تشکیل گردید
.

به مرکزیت روستای لوتک مشتمل بر 42 روستا، مزرعه و مکان به شرح زیر:
1 -
لوتک مرکزی ( لوتک لشکرخان رخشانی )، 2 - ابراهیم میرزاخان، 3 - اوجدار گنبد، 4 - بندهی، 5 - پسندخان نور
محمد، 6 - پل‌اسبی، 7 - پشت دشت، 8 - پاسگاه شهید پیران، 9 - پاسگاه‌ژاندامری تپه
طالب‌خان، 10 - پاسگاه ژاندارمری تاسوکی، 11 - تاسوکی، 12 - حسن‌آباد، 13 -
حسین‌آباد، 14 - چاه محمدرضا خان، 15 - ده علی رضا، 16- ده فقیر، 17 - ده برفی، 18
- دل‌آسا، 19 - دوران خان، 20 - دوست محمدحاجی، 21 - رسول بیک، 22 - سکوهه، 23 -
سفیدخان، 24 - ساختمان‌شماره یازده، 25 - شهر سوخته، 26 - علی‌آخوند، 27 - قلعه
حسن، 28 - قلعه رستم، 29 - کندو، 30 - کرم شاه، 31 - گل محمد، 32 - لوتک حاجی
عظیم،33 - لونک جمعه میرزا، 34 – لوتک رخشانی، 35 - لوتک رحمان، 36 - لوتک شیرمحمد، 37 -
لال‌خان، 38 - لوتک صفرشاه، 39 - لوتک کهنه (رخشانی)، 40 -‌مسافر کلاتی، 41 -
محی، 42 – ورمال

تبصره 1
‌هر گونه روستا، مزرعه و مکان که قبلاً در تابعیت این شهرستان بوده و در فهرست
نقاط واقع در دهستانهای تابعه و کروکی‌های مربوطه منظور نشده مادامی که‌دهستان‌بندی
در در شهرستانهای همجوار به اجرا در نیامده همچنان از لحاظ نظام اداری در تابعیت
دهستان مربوطه در این شهرستان باقی خواهد بود
.
‌تبصره 2
‌وزارت کشور موظف است امکانات اجرایی این مصوبه را در مورد دهستان‌های همجوار یا
شهرستانهای دیگر در اولین فرصت فراهم نماید
.
‌تبصره 3
‌با تصویب محدوده دهستان‌های واقع در این شهرستان چنانچه روستا، مزرعه و مکان
دیگری به جز فهرست اسامی نقاط مندرج در نقشه کروکی ضمیمه و در‌محدوده آن ملاحظه
شود یا در آینده بوجود آید در حوزه و تابعیت دهستان مربوطه خواهد بود
.

‌میرحسین موسوی - نخست‌وزیر

بازسازی قلعه لوتک سیستان

http://upload7.ir/images/22074834051620229973.jpg


لوتک در وازه ورودی سیستان محسوب میگردد.
این روستا دارای قلعه ای میباشد مربوط به سده 5 هجری  دوره اسلامی ومعاصر قلعه های روم ورامرود وگردی قلعه وحوضدار وکندر وقلعه مچی میباشد.

مهندس ذوالفقار کرمانی که فارغ التحصیل دارالفنون است در سال 1288از جانب ناصرالدین شاه قاجار مامور نقشه برداری وآمار گیری از سیستان میشود .

در صفحه 144کتاب جغرافیای نیمروز اینگونه مینویسد :

قلعه لوتک در سمت مغرب وجنوب قلعه سکوهه واقع شده است که در سابق قلعه وارگ معتبر داشته ودر حال حاضر خراب شده ولی آثار عمارت عالی ان دیده میشود .
روستای لوتک در سال 1204 بدستور نائب الحکومه وقت سیستان در مکان کنونی توسط لشکرخان رخشانی جهت اداره هرچه بهتر اراضی کشاورزی وتامین امنیت منطقه ایجاد شد .


http://upload7.ir/images/05730400039779856463.jpg


http://upload7.ir/images/11811451211848462102.jpgا



برای دیدن سایر تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

راه اندازی نخستین نيروگاه بادي استان درلوتک = (سیستان زادگاه آسباب بادی در جهان)

خبرگزاری فارس: بهره‌برداري از نخستين توربين بادي سيستان و بلوچستان

چکیده مطلب

در اين مطالعه يکي از بادخيزترين مناطق کشور که در شرق ايران و در جنوب شهر زابل وابتدای ارتفاعات دشت لوتک واقع شده است و آمار باد آن توسط يک دستگاه ايستگاه بادسنجي در مدتي حدود 2 سال ثبت گرديده به عنوان مدل تجربي انتخاب و ابتدا رژيم باد منطقه تحليل و سپس با طراحي يک نيروگاه 500 مگاوات در اين حوزه ميزان انرژي برق سالانه قابل تزريق به شبکه برق سراسري از اين طريق در اين منطقه برآورد شده است. هدف از اين تحقيق در گام نخست ارائه روش منطقي براي تحليل رژيم باد حوزه هاي بادخيز مي باشد و بدين منظور منطقه اي در حوزه شرقي ايران از جمله زابل انتخاب شده است که در فصول گرم سال تحت تاثير پديده مونسون، داراي باد هاي 120 روزه و در فصول سرد سال تحت تأثير باد هاي فصلي متأثر از اختلاف دما و فشار کوه هاي هندوکش و کوير مرکزي ايران، موسوم به باد هرات مي باشند


به ادامه مطلب بروید




ادامه نوشته

آتشکده زرتشتیان دشت کبوتران سیستان (لوتک)

 http://upload7.ir/images/48519567801962050410.jpg

بناي این آتشکده مربوط به دوره ی ساسانيان است که در 5 کيلومتري جنوب غربي روستاي ورمال  دهستان لوتک مشرف  به دریاچه هامون  وبرروی ارتفاعات دشت کبوتران  قرار دارد . اين بنا يکي از سالم ترين آتشکده هاي دوران قبل از اسلام در استان مي باشد که روي چهار پايه ساخته شده  و داراي گنبدي يک جداره است .

اینکه آتشکده‌ها کنار آب باشند از خصوصیت‌های آتشکده‌ها بوده است.

ورود به این نیایشگاهها همیشه برای نیایش‌کنندگان با آدابی همراه بوده‌است. از جمله پاکیزگی زنان و مردان. مردان باید برای ورود با کلاه سفید و زنان با روسری سفید و لباس رنگ روشن و بدون کفش وارد شوند. آتش مقدس درون مجمر بزرگی از جنس برنز

  روشن نگه‌داشته میشده است.

بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور - آتشکده - یا به طور کامل تخریب شده و یا تغییر کاربری داده شده است. ولی تعدادی هم مانند چارطاقی نیاسر و چارطاقی تفرش، سالم مانده‌اند. چارتاقی هارا آتشکده‌های دوره ساسانی میدانند.

اطلاعات ما در مورد آتشکده‌ها عموماً از دوره ساسانی و اسلامی است. شکل و بنای آتشکده‌ها در همه جا یکسان بوده. معمولاً ً هر آتشکده هشت درگاه و چند اتاق هشت گوشه داشته و آتشدان در وسط بنا واقع بوده و پیوسته آتش مقدس در آن می‌سوخته.


در استان سیستان وبلوچستان  ، در فاصله30 کیلومتری جنوب شهر زابل  ، و در كرانه ی جنوبی  دریاچه هامون  ، آتشكده ی ورمال با پيشينه ی 1700 ساله و با ساختاري از خشت وگل و ساروج پابرجا ايستاده است.

پس از سلام با افزودن دو مناره  ویک راه پله آنرا تبدیل به مسجد نموده اند .

در تصاویر زیر کاملا مشخص است که دو مناره بعدا الحاق گردیده وبه بدنه اصلی بافته نمی باشد وبه مرور زمان از بدنه آتشکده فاصله گرفته است.

این بنای زیبا به دلیل عدم رسیدگی ومرمت در حال تخریب ودر استانه انهدام کامل قرار دارد.


مهمان گرامی به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه نوشته

سیستان از نگاه  امیر تیمور گورکانی

                  

 

 شرح شگفتی های سیستان از زبان تیمور لنگ

 

-امیر تیمور گورکانی از عجایب سیستان میگوید

 

تیمور لنگ در سیستان عجا یبی می بیند که او وسربازانش را شگفت زده میکند.

برای دیدن شرح کامل وقایع به ادامه مطلب بروید

 

1 : تیمور از دیدن مردان بلند قامت سیستانی به گونه ای تعجب میکند که برای دیدن سرزمین زابل علاقه مند میشود.

2 : مردان بلند قامت سیستانی شتر را در حالی که ایستاده بود بار میکردند.

3 : مردان زابلی در حالی که سوار بر گاوهای غول پیکر ند به استقبال تیمور می روند.

4: مردان زابلی از قشون 100 هزار نفری تیمور نمی هراسند وقشون را به چشم مورچه می نگرند.

5 : امیر تیمور که تمام کشور را متصرف شده نام ایران را برای اولین بار از زبان مردم این دیار می شنود.

6 : امیر سیستان پیش بینی میکند که چه زمانی دریاچه هامون خشک میشود.

7 : امیر تیمور نمی تواند مردان سیستانی را به عنوان سرباز اجیر کند.

8 : مردان سیستانی در حالی که سوار برقایق بودند با مردان آنسوی دریا صحبت میکنند.

9 : امیر تیموریک دست لباس رزم از فرمانروای سیستان هدیه میگیرد وتاپایان عمر به عنوان یادگار نگه میدارد.

10 : تیمور لنگ با امیر سیستان پیمان دوستی می بندد.

ولی سالها بعد سیستان توسط شاهرخ پسر تیمور  خراب و ویران گردید.


و بسیاری از آبادی های سیستان براثر وحشیگری شاهرخ تیموری از صفحه روزگار محو میشود.



منبع :

کتاب ، منم تیمور جهانگشا

گردآورنده : مارسل برایون فرانسوی

ترجمه وافتباس: ذبیح الله منصوری

نوبت چاپ چهاردهم 1372

از خصوصیات بارز این کتاب این است که توسط خود تیمور لنگ نوشته شده است.




برای دیدن شرح کامل وقایع به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب بروید

از خصوصیات بارز تیمور این بود که حافظ کل فران بود ومی توانست سوره های قران را از آخر به اول بخواندوهمچنین در اکثر علوم زمان خود تبخر داشت ویک دانشمند واقعی بودولی بی رحم وخونخوار ومنضبط بود.


ادامه نوشته

نمای کلی قلعه رستم شاه رییسی دهستان لوتک که توسط طایفه سزابندی ویران گردید.

http://upload7.ir/images/03985334951944889527.jpg
  http://upload7.ir/images/39926869913203175257.jpg

بی بی شهربانو پردلی(ژاله خانم) برادر زاده سردارمحمدرضا خان پردلی

 

 

 

 

بی بی شهربانو پردلی (

 

 

 

 

 

 

 

ژاله خانم ) فرزند سردار امیر خان پردلی وبرادر زاده سردار محمد رضا خان پردلی بود که در سال 89 به لقا الله پیوست و در قبرستان خانوادگی خویش در روستای دولت اباد سیستان به خاک سپرده شد

 

سردار امیرخان پردلی فرزند سوم پردل خان سرابندی بود [علی خان ومحمدرضا خان فرزندان اول ودوم پردل خان هستند].

از زندگی نامه سردار امیرخان اطلاعات کاملی در دست نیست ،فقط در جریانات مختلف زندگی برادرش محمدرضا خان اشاراتی گذرا به امیرخان گردیده است.

درکتاب زاد سروان سیستان آمده است:

اختلاف سردار محمد رضا خان پردلی با برادرش امیر خان بر سر تصاحب زمینهای زراعتی چهار خمی ،کا را به مداخله سرهنگ مکری کشانید ،که در سال 1313خورشیدی حکومت نظامی سیستان را از جانب رضا شاه عهده دار شده بود .

چنین می گوند که سرهنگ مکری در  غیاب محمدرضا خان سیلی محکمی به امیرخان نواخته واز محل چهار خمی پا به رکاب کرده به شهر زابل باز میگردد.

بلافاصله ماجرا به محمد رضاخان گزارش می شود وعلی رغم اختلاف ملکی موجود با برادرش تعصب ورزیده ،سواره ومسلح باجمعی از مردان خویش در پی تعقیب سرهنگ مکری می نهد اما او قبل از رسیدن محمد رضا خان در مقر حکومتی استقرار یافته به اقدامات دفاعی وسنگر بندی دست می زند.

ظاهرا تمام موارد فوق یک برنامه از قبل طراحی شده بوده که برای تخریب وتضعیف محمدرضا خان از طرف امیر شوکت الملک علم طراحی واجرا گردیده است.

زیرا بلافاصله این عملکرد ورفتار محمدرضا خان را به همراه گزارشی که حکایت از عصیان وسرکشی محمدرضا خان برای جدا سازی سیستان وانضمام آن به افغانستان می نمود به در بار رضا شاه ارسال شد واندکی بعد به فرمان شاه ویرا دستگیر وبه تهران اعزام داشتند.

بعد از شهریور 1320 که رضا شاه از ایران اخراج وتبعید شد محمدرضا خان توانست به سال 1322 به زادگاه خویش دولت آباد سیستان باز گردد .در طول مدت تبعید وی برادر کوچکش   امیرخان سرداری طایفه را برعهده داشت .

در جریان 19بهمن 1330 که به قتل سردار نظر خان ایرانی انجامید، آتش کینه را در قلب پسر دومش آریان ایرانی(نارویی) شعله ور نمود در نتیجه اریان با همراهی وهمکاری مادی ومعنوی اسدالله خان علم وامیر حسین خزیمه در محل حسین آباد بیرجند سردار امیرخان پردلی وسرگرد غفاری را که قصد عزیمت به مشهد وتهران داشتند به قتل رسانید.

آریان وقتی وارد سالن رستوران حسین آباد می شود ابتدا امیرخان را به قتل می رساند وبه مردم حاضر در رستوران می گوید این را کشتم به خاطر اینکه انتقام خون پدرم رابگیرم ،

سپس اشاره به سرگرد غفاری می کند ومیگوید :

این را می کشم که انتقام خون خودم را گرفته باشم که اگر چنانچه دستگیر ویا کشته شدم ، کسی شاید نتواند که انتقام مرا بگیرد.

 

 

مژگان خانم پردلی(بی بی شهربانو پردلی) مژگان خانم سرابندی


http://upload7.ir/images/99456417613480553450.jpg

ورمال دهستان لوتك

http://upload7.ir/images/70489439919456327198.jpg


معرفی روستای ورمال دهستان لوتك  سیستان

 

روستای ورمال که در دهستان لوتک واقع شده است از نگاه کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق . از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید به شرح ذیل میباشد :

 

ورمال= دو فرسخ سمت مغرب سکوهه واقع شده است وقریه معتبری میباشد ، قلعه وارگ هم دارد .

(درقسمت شمال قلعه -تصویر فوق ـ آسیاب بادی بسیار زیبایی خودنمای می کند که روزگار آباد وپررونق قلعه را به تصویر میگشد).

رعیت 235خانوار،

عدد نفوس 1257نفر،

سادات 7خانوار ،

کسبه 18 خانوار،

 نوکر دیوان ،سواره (اسب سوار)4 نفر

جمازه سوار(شتر سوار) 2نفر

زمین زراعت ،آنچه زراعت شده 240خرواربذر

بقدر 602 خروار بذرافشان

دیگر بار زمین دارند [که]اگر بخواهند زراعت نمایند،در ده پشت دشت واقع شده است

[ورمال بر] سرراه کرمان است ، یعنی هرگاه کسی بخواهد به سمت کرمان یا بندرات برود از ورمال آذوقه وآب برداشته به دهنه ترشاب نزدیکتر از راه سر شیله میباشد.

اغنام واحشام آبادی :

گوسفند: 750راس

ماده گاو : 425 راس

شتر: 28 نفر

اسب ومادیان : 45 راس

الاغ : 350  راس


این روستا در دهستان لوتک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۳ نفر (۶۶خانوار) بوده‌است.

http://upload7.ir/images/81450154493096854631.jpg

 

ده پشت دشت   دهستان لوتك


ده پشت دشت  از نگاه تاريخ ،............

 

ده پشت دشت  از توابع  دهستان لوتک مي باشد.

کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق .(1250.ه.ش.-1871م) از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید درمورد ده پشت دشت  مي نويسد :

:

 

پشت دشت ، سمت مغرب سه کوهه 5000ذرع فاصله ،

در پای دشت واقع شده است .

قلعه معتبری داشته [است]

در وسط قلعه برج بزرگی دارد ،که به همه سمت می زند (به همه جهت دید دارد وبراطراف تسلط کامل دارد)

حال قلعه وبرج خراب شده است .

رعیت 28 خانوار مسکون است .

عدد نفوس 122نفر [که] از رعیت سکوهه ومردم ورمال با آنها در زراعت شرکت می نمایند .

زمین زراعت ، آنچه زراعت شده 130 خروار [که]بذر اضافه [هم می]برد.

وآیش 76 خروار دیگر بذر افشان ملک دارند.

اغنام واحشام در آبادی :

ماده گاو : 42راس

گوسفند : 82 راس

شتر : 2 نفر

اسب ومادیان : 3 راس

الاغ : 48 راس


(این روستا در دهستان لوتک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۲ نفر (۵۷خانوار) بوده‌است.)

 

 

چهارخمي دهستان لوتك


ده چهار غمي از نگاه تاريخ ،............

 

چهارغمي(چهارخمي- چهارخري)  از توابع  دهستان لوتک مي باشد.

کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق .(1250.ه.ش.-1871م) از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید درمورد ده چهار غمي  مي نويسد :

 

چهار غمی سمت شمال سکوهه به فاصله 4000ذرع واقع شده است.

43خانواررعیت [دارد]

قلعه ندارد

عدد نفوس 103 نفر

محل زراعت بذر افشان 395خروارتبریز بذر افشان [دارد]

پاگاو این ده   ، 12.5 خروار سیستان است.

چرخ آب یکی ،مقدار 20 خروار بذر، عمل می آورد.

اغنام واحشام آبادی:

گوسفند: 160 راس

ماده گاو : 18 راس

شتر : 2 نفر

الاغ : 35 راس

اسب ومادیان : 4 راس .

 

حسين آباد دهستان لوتك

معرفی روستای حسین آباد  دهستان لوتک :

 (ده حسین رییس)

(ده حسین آباد پلپلی )

(ده حسین آباد پسندخان براهویی)


از نگاه تاريخ ،...............



حسين آباد در دهستان لوتک واقع شده است و از نگاه کتاب جغرافیای نیمروز، تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق . از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید به شرح ذیل تعریف می شود : :



حسین آباد مابین شمال ومغرب سکوهه به فاصله 4000ذرع [واقع شده است] جای معتبری بوده ، قلعه داشته ،حال خراب شده [است] سمت جنوب قلعه به فاصله هزار قدم خانه های رعیتی ساخته [شده است] اینک 28 خانوار منزل دارند ، 8 خانوار هم چادر زده اند . سوای کلگیر، 5 پا گاو ونیم زراعت میشود. هرپاگاوی 25 خروار تبریز بذر افشان است . رعیت سکوهه ودولت آباد وده طوطی[توتی] با آنها در زراعت شرکت می نمایند. حسین آباد در گذشته ای نه چندان دور،قبل از اینکه طایفه سرابندی در سکوهه ودولت اباد قدرت را به دست بگیرند ، این منطقه در اختیار طایفه رییسی سیستان بود که حاکم قلعه رستم وحوضدار وکندر وقلعه مچی (قلعه چه رییس )بودند واین روستا توسط حسین رییسی اداره می شد که یکی از خوانین این طایفه بود . البته پس از مدتی طایفه رییسی توسط سرابندی ها به بلوچستان وافغانستان تارانده شدند واین مناطق از سکوهه تا دزد آب(زاهدان کنونی) به تصرف سرابندی ها در آمد. در این دوره گروهی از طایفه پلپلی در یک قسمت از روستای حسین آباد سکنی گزیدند ، که این روستا به حسین آباد پلپلی معروف شد. اندکی بعد طایفه براهویی که هم پیمان با طایفه سرابندی بود از منطقه حرمک و تاسوکی وسفید آبه تا لوتک وحسین آباد ساکن شدند ، که بعدها حسین آباد پلپلی به حسین آباد پسند خان براهویی معروف شده وتا کنون به این نام خوانده می شود .




این روستا در دهستان لوتک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۰ نفر (۵۷خانوار) بوده‌است.

معرفي ده ماري ، دهستان لوتك  سيستان وبلوچستان  


ده ماری  از نگاه تاريخ ،............

 

ده ماری از توابع  دهستان لوتک مي باشد.

کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق .(1250.ه.ش.-1871م) از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید درمورد ده ماري مي نويسد :

ماری سمت مغرب سکوهه [واقع شده است].

[از سکوهه 3 فرسخ وربع فاصله[دارد]

قلعه وامارت عالی داشته [است که ] در سر بلندی وتپه واقع شده و هم اکنون در زیر ریگ است .

در هذه السنه(1288ه.ق) از بابت ریگ زراعت نشده است که به قدر 500 خروار زمین داشته است .

قلعه رامرود در استان سیستان و بلوچستان

http://upload7.ir/images/09524842633734031080.jpg


قلعه رامرود در استان سیستان و بلوچستان
قلعه رامرود ، این قلعه در ۹۵ کیلومتری جنوب غربی شهرستان زابل و در محدوده تاسوکی قرار دارد .

پیشینه تاریخی
محمداعظم سیستانی در کتاب سیستان بعد از اسلام ، در مورد قلعه آورده است : قلعه فرخ و قلعه ترقون و خرابه های کندرک در امتداد قلعه رامرود ، آثار تاریخی متعلق به بعد از دوره تیمور می باشد .
در این منطقه وجود سفال های دور ایلخانی و دوره تیموری و همچنین کشف چینی های آبی ، سفید و ظروف زرین فام دوره صفوی ، نشان از آبادی این منطقه در آن زمان را دارد .

معماری
این قلعه به صورت چند ضلعی نامنظم میباشد و مجموعه اصلی قلعه از دو قسمت تشکیل شده که دور تا دور هریک را برج و باروی در بر گرفته است .
قسمت مرکزی و شمال غربی قلعه شامل یک محوطه بزرگ و رواق هایی با قوس هلالی در مجاور حصار قلعه وجود دارد .
در قسمت جنوب غربی ، آثار سه واحد کوره پزی به صورت پراکنده دیده می شود .
در بخش شرقی قلعه ، دو ساختمان منفرد وجود دارد که از لحاظ معماری با اهمیت است . یکی از این گنبد ساختمان ها از خارج با نقشه هشت ضلعی و از داخل گنبد چلیپایی می باشد

طايفه رامرودي منتسب به اين منطقه از دهستان لوتك مي باشند. و ...


http://upload7.ir/images/57544294178104912742.jpg

دهستان لوتك -  از نگاه تاریخ


http://upload7.ir/images/11811451211848462102.jpg


لوتک –روستایی است از توابع بخش شیب آب شهرستان زابل در استان سیستان وبلوچستان .
لوتک در وازه ورودی سیستان محسوب میگردد.
این روستا دارای قلعه ای میباشد به قدمت 800سال ومربوط به دوره اسلامی ومعاصر قلعه های روم ورامرود وگردی قلعه وحوضدار وکندر وقلعه مچی میباشد.مهندس ذوالفقار کرمانی که فارغ التحصیل دارالفنون است در سال 1288از جانب ناصرالدین شاه قاجار مامور نقشه برداری وآمار گیری از سیستان میشود .در صفحه 144کتاب جغرافیای نیمروز اینگونه مینویسد :
قلعه لوتک در سمت مغرب وجنوب قلعه سکوهه واقع شده است که در سابق قلعه وارگ معتبر داشته ودر حال حاضر خراب شده ولی آثار عمارت عالی ان دیده میشود .
روستای لوتک در سال 1204هجری شمسی بدستور نائب الحکومه وقت سیستان در مکان کنونی توسط لشکرخان رخشانی جهت اداره هرچه بهتر اراضی کشاورزی وتامین امنیت منطقه ایجاد شد .
لوتک به معنی سرزمین خشک وبی آب وعلف است .
سالار اولیه لوتک مرحوم لشکرخان رخشانی است که نیاکانش اصالتا اهل ایالت بلوچستان هستند.

افرادی از طوایف کیخا –سرحدی – جنابادی – خلیلی – رخشانی – ریگی – براهویی – غلجه ایی- پیری - سیاه سر’و...در این روستا اقامت داشته ودارند .
مکتب خانه لوتک از بدو امر توسط مرحوم ملا رضا اداره می شده که صدها فرد باسواد وقران خوان رابه جامعه تحویل داده است .
در دوره ای مشهور بوده که زن ومرد این روستا باسوادند وبسیاری از علمای معروف ومجتهد زمان هنگام عبور از لوتک در مسجد آن به نماز وسخنرانی پرداخته اند .
شاید کمتر روستایی همانند این دهستان افراد نخبه به جامعه علمی کشور وحتی خارج از کشور تحویل داده باشد .
بیش از صدها پزشک واستاد دانشگاه وومحقق واندیشمند یادگار این دهستانند.
فاصله لوتک با شهرستان زابل حدودا 25 کیلومتر وبا شهر سوخته حدود35کیلومتر است .
جولایی . کشاورزی وبیشتر تجارت در این روستا رواج داشته ودارد .
قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی زاهدان به زابل ووهمجواری با محوطه های باستانی .شهر سوخته .حوض دار وکندر(اوجدار گنبد)قلعه مچی .چاههای محمدرضاخان .قلعه سام وقلعه سکوهه وهم مرز بودن با کشور افغانستان از این روستا یک مرکزیت جغرافیایی .سیاسی وتجاری خاصی ساخته که در همه ازمنه های تاریخی نقش خود را به نحو احسن ایفا نموده است به نحوی که در دوره پهلوی اول وقبل از آن دارای دو کاروانسراوحتی دارای یک گمرک متعلق به انگلستان نیز بوده است .
این دهستان شهدای زیادی را برای حراست وحفاظت از مام میهن اسلامی تقدیم ملت گرانقدر ایران نموده که شهید غلامی. شهید خسروی .شهید براهویی جوزاک وشهید نیکی .شهید عبدی . شهیدان براهویی جمشیدی . قزاق محمد نبی رخشانی راد و......از این جمله اند .
هیات وزیران در جلسه مورخ 10/4/1366بنا به پیشنهاد شماره 53/5/1/1372مورخ 18/1/1366وزارت کشور به استناد ماده 13قانون تعاریف وضوابط تقسیمات کشوری مصوب تیرماه سال 1362مجلس شورای اسلامی .در اجرای ماده 3قانون وتبصره های ذیل ان وماده 31 آیین نامه اجرایی قانون مذکور تصویب نموده اند دهستان لوتک در شهرستان زابل تابع استان سیستان وبلوچستان شامل روستا ها مزارع ومکانها در محدوده جغرافیایی معین مطابق نقشه که ممهور به مهر هیات وزیران است به شرح ذیل تشکیل وایجاد گردیده است .
1. لوتک مرکزی 2. لوتک اسلام اباد 3. لوتک حسین آباد 4. لوتک پسند خان 5. لوتک عظیم خان 6. لوتک رحیم خان 7. لوتک صفر شاه 8. لوتک کرم شاه 9 . لوتک علیشاه (شیر محمد)10. لوتک دوران خان 11. لوتک ابراهیم میرزاخان 12. لوتک پسندخان نورمحمد13. لوتک لال خان 14. لوتک سعید خان 15. لوتک جما سیاه خان 16. لوتک سکوهه 17. لوتک بندهی 18. لوتک دل آسا19. لوتک دوست محمد حاجی 20. لوتک قلعه سام 21. لوتک مسافر کلاتی22. لوتک پل اسبی23. لوتک پشت دشت 24. لوتک حسن آباد25. لوتک ورمال26. لوتک کندو27. لوتک آخوند غلامی 28. لوتک رسول بیک 29. لوتک رحمان 30. لوتک کهنه(لوتک رخشانی)31. لوتک جمعه میرزا32. لوتک گل محمد33. لوتک قلعه رستم (لک زایی)34. لوتک برفی35. لوتک برقی36. لوتک فقیر37. لوتک حسن 38. چاههای محمدرضاخان سرابندی39. اوجدارگنبد(حوض دارکندر)40. تپه طالب خان41. آل گرگ42. لوتک علی اکبر43. لوتک ملا نظر44. لوتک اسماعیل زهی45. رامشار46. لوتک خاکسفیدی47. لوتک نورزهی48. موتوراصغر میر49. موتور ایثار50. موتور شریف51. تاسوکی52.چاه صاحب الزمان53. پاسگاه پل شیله 54. پاسگاه دشتک 55. گروهان ژاندارمری تاسوکی ...
تبصره 3
‌با تصویب محدوده دهستان‌های واقع در این شهرستان چنانچه روستا، مزرعه و مکان
دیگری به جز فهرست اسامی نقاط مندرج در نقشه کروکی ضمیمه و در‌محدوده آن ملاحظه
شود یا در آینده بوجود آید در حوزه و تابعیت دهستان مربوطه خواهد بود.
‌میرحسین موسوی - نخست‌وزیر

http://upload7.ir/images/22074834051620229973.jpg

http://upload7.ir/images/05730400039779856463.jpg

طایفه رخشانی دهستان لوتک

طايفه رخشاني

جد بزرگ رخشاني ها رخشان نام دارد كه طايفه نام خود را منتسب به وي مي داند.

رخشان صاحب چهارفرزند به نامهاي بادين ـمانداـ جمال دين وزربخت بوده كه اين اسماءحالت تغيير يافته اسامي بهاءالدين ـجمال الدين ـو زربخت مي باشند كه مدلل بر ديرينگي ووقدمت زمان حيات آنهاست.

هريك از اين فرزندان شاخه اي از تيره هاي طايفه رخشاني را پديد آورده اند كه به نام خود آنها ناميده مي شود.

قسمت اعظم اين تيره ها در نوشكي و دالبندين پاكستان سكونت دارند و تعدادي نيز در ايالت نيمه روز افغانستان ساكن اند .

نكته حائز اهميت در مورد طايفه رخشاني اين مطلب است كه در بلوچستان پاكستان فقط دو زبان شاخص وبارز است يكي گويش بلوچي رخشاني و ديگري ،زبان براهويي مي باشد و اكثر طوايف بلوچ ضمن آنكه به گويش بلوچي رخشاني تكلم مي كنند خود را وابسته به اين طايفه مي دانند.

جماعتي از قبايل بلوچ كه تحت عنوان كلي (رند)ياد مي شوند طايفه رخشاني و ريگي اند كه در زمره ترك كنندگان زمين وداراي اهميت سياسي ويژه شناخته مي شوند. یک روایت بلوچی میگوید:( رخشانی وریگی چوک میر حقیقت خان)

تيره هاي مختلف اين طايفه در كشورهاي پاكستان،افغانستان،ايران(سيستان وبلوچستان،فهرج  .كرمان،بيرجند . تهران ،سرخس وتركمنستان زندگي مي كنند.

تيره هاي اصلي اين طايفه عبارتند از :

1ـ رخشاني باديني (تيره سرداري)

2ـ رخشاني جمال ديني

3ـرخشاني ماندايي

4ـ رخشاني زربختي

 تيره هاي منشعب از4تيره  اصلي عبارتند از:

1ـ ساراني             2ـازبك زايي    3ـ بهلولي       4ـماهككي

5ـ گرگيج        6ـ سيه پاد       7ـ سور    8ـرحمان زهي 

9ـ قنبر زهي    10ـ بيلر         11ـمالكي        12ـ سيه چم

رخشاني هاي سيستان از تيره باديني اند واز دو گروه فارسي زبان و بلوچ زبان ،تشكيل مي شوند كه به ترتيب دردهستان لوتك و منطقه ميانكنگي زندگي مي كنند كه شجره نامه  رخشاني هاي لوتك  به شرح ذيل مي باشد.

حضرت آدم ابوالبشرــــــــ  حضرت شیث  ــــــــ انوش ـــــــ  قینان  ــــــــ  مهماعیل  ـــــــــــ  ادریس  ــــــــ   یرد  ــــــــ  حضرت نوح  ــــــــــ  سام ــــــــ  ارفخشد ــــــــــ قبهناه  ـــــــــ  شالخ ـــــــــ  فالغ  ـــــــــ  ارغوته  ــــــــــ  شارع  ـــــــ تارخ  ـــــ  حضرت ابراهیم  ــــــــ  اسماعیل  ـــــــــ  قیدار  ـــــــــ  بنت  ــــــــــ  حمل  ـــــــــ  الهمیسع  ـــــــ  ادد  ـــــــ  اد  ـــــــ  عدنان  ـــــــــ  معد  ــــــــــ  نزار  ـــــــــ  مضر  ــــــــ  الیاس  ــــــــــ  مدرکه  ـــــــ  خزیمه  ـــــــــــ  کنانت  ـــــــــ النصر  ــــــــ   مالک  ـــــــــ  فهر  ــــــــــ  غالب   ـــــــــــ  لوء  ـــــــــ  کعب  ـــــــــ  مرت  ــــــــــ  کلاب  ـــــــــ  قصی  ــــــــــ  عبدمناف  ــــــــــــ  هاشم   ــــــــــ  عبدالمطلب   ــــــــــ  ابی  طالب  ـــــــ   حضرت علی (رضی الله عنه )  ـــــــــ  میر محمد حنفیه  ـــــــــ  میر زمیر  ــــــــ  میر قاسم  ـــــــ  میر نصر الدین  ــــــــ  میر نور شاه (رخشان) ــــــــ میر شاه نور  ــــــــــ  میر سیداد  ــــــــ  میر کرم شاه  ـــــــــــ  میر شهبیک  ــــــــــ  میر هارون  ــــــــــ  میر حیدر  ــــــــــــ  میر حسن  ــــــــــ

میر مانده ـــــــ میرحمزه ــــــــــ»-میرشاهو ـــــــــ»مير شیهک ــــــــ»مير چاكرـــــــــ»مير حمراءــــــــ»مير حسن ـــــــــ»مير بدرالدين ـــــــــ»مير نصرالدين ــــــــ»مير عجب خان ـــــــــ»مير اوديل خان ــــــــ»شادي خان ــــــــ»مير جان بيك خان ـــــــــــ»مير رستم خان ــــــــــ»مير كوچك خان----- مير لشكر خان ــــــــ»محمد رضا خان ـــــــــــ»حسين خان ــــــــــ»لشكر خان ـــــــــ» كر بلايي محمد حسين و كربلايي علي رخشاني

طبق اسناد موجود مير لشكر خان در اطراف تاسوكي ،ريگ چاه وگود زره ، به شغل دامداري اشتغال داشته وداراي رمه هاي بزرگ شتر وبز وگوسفندبوده و هم پيمان با طايفه براهويي،وظيفه تأمين امنيت مرزهاي شرقي كشور ر ا بر عهده داشته است .

در تاسوكي دو تپه به نامهاي تپه لشكران 1و2به نام وي ثبت شده و درحال حاضر موجود است كه محل زندگي و قدرت واقتدار وي را اثبات مي كند.

رخشاني هاي فارسي زبان  لوتك، از زمان حسين خان كه در اطراف سكوهه، سبز كيم ولوتك اقامت داشته اند از بلوچي به فارسي وگويش سيستاني  تغيير زبان داده اند و از زمان لشكرخان  در لوتك رحل اقامت گزيده اندو همچنان مثل سابق  با ساير تيره هاي رخشاني مواصلت و ارتباط نزديك دارند و به آداب و رسوم قومي و قبيله خويش به شدت  پايبند مي باشند.

لشكر خان رخشاني در واقع مؤسس اصلي روستاي لوتك در سالهاي سلطنت قاجارمحسوب مي شود كه درزمان سردار سرابندي از سكوهه به لوتك كوچ مي نمايد و با احداث يك مسجد و يك منزل به شكل  كاروانسرا اقدام به يكجا نشيني نموده وبه شغل كشاورزي، دامداري و تجارت اشتغال مي ورزد وباتلاش و همت خويش روستاي لوتك را بنيان مي نهد .

از خصوصيات بارز وي اينكه مردم دار و مهمان نواز بوده و همواره منزلش پناهگاه و مأمن امني براي افراد غريب وآشنا بود و همواره به عدل ودادگري معروف ومشهور بود.

زمينهاي كشاورزي اش كه به نام پا گاو لشكر خان معروف بود هميشه محل زندگي افراد چادرنشين و فقيري بود كه ملك و املاكي براي زندگي وامرار معاش نداشتند و پس از او نيز فرزندانش كربلايي محمد حسين و كربلايي علي و فرزندانشان همواره پيرو و ادامه دهنده شيوه پدر خويش بوده اند.

 

« شرف» یا «مئیار» رخشانی عبارت است از :

۱ـ پذیرائی و مواظبت از مهمان.

۲ـ امانت داری و درستکاری.

۳ـ در پناه گرفتن هر کسی که تقاضا نماید و محافظت و نگهداری از او تا پاجان .

۴ـ گرفتن بئریا انتقام یعنی خونی در بدل خونی که ریخته شود مگر آنکه خون آشتی را استوار گرداند.

۵ـ پرهیز ار کشتن زن و پسر نابالغ، کولی و کسی که غیر دین باشد ولی با آرامش در همسایگی شان به کار و زنده گی بپردازد.

۶ـ پرهیز از کشتن دشمنی که به زیارت گاهی پناه گزین شده باشد.

۷ـ آمرزیدن دشمن اگر زنی از طایفه او برای آمرزش خواهی آید.

۸ـ آتش بس و آشتی اگر کسی قران بر سرنها ده و میانجی گردد.

۹ـ کشتن زنا کار چون او را زنها رنشاید».

 

منابع :

زادسروان سيستان (غلامعلي رييس الذاكرين)

عشاير وطوايف سيستان وبلوچستان(ايرج افشار سيستاني)

جغرافياي نيمروز(ذوالفقار كرماني)

سيستان(جي پي تيت)غلامعلي رييس الذاكرين

       تاریخ بلوچستان پاکستان

 

 

قلعه 800ساله لوتک- یادگار یعقوب لیث صفاری

http://upload7.ir/images/11811451211848462102.jpg

قلعه زیبای لوتک :

روستای لوتک یکی از روستاهای سیستان و مرکز دهستان لوتک .در بخش شیب آب شهرستان زابل ودر استان سیستان وبلوچستان ایران قرار دارد .

براساس سرشماری سال 1385جمعیت آن 981نفر (191خانوار)است.

این روستا در 25کیلومتری جنوب شرقی شهرستان زابل ودر 14کیلومتری جنوب غربی شهر محمد آباد ودر مسیر جاده اصلی زابل- زاهدان قرار دارد .

روستای لوتک در دشت واقع شده است وارتفاع آن از سطح دریا 485متر می باشد ودارای آب وهوای گرم وخشک است .

هنگام عبور از لوتک روبه روی پاسگاه پلیس راهنمایی ورانندگی ودر

مجاورت سنتو(دکل مخابراتی )آثار قلعه ای بزرگ در مقابل دیدگان رهگذران خودنمایی میکند . که برجهای آن پابرجاست وبا زیبایی خارق العاده ای سربه فلک کشیده اند که رمز وراز های بیشماری در دل آن نهفته اند .

تاکنون از طرف سازمان میراث فرهنگی هیچگونه اقدامی جهت بازسازی وحفظ ونگهداری آن صورت نگرفته وبه سرعت در حال تخریب وخطر انهدام قرار دارد .

تنها اقدام انجام شده ثبت ان در فهرست آثار ملی وفرهنگی می باشد که کافی نیست وباید اقدامات بهتر وبیشتری صورت گیرد .

تاکنون هیچگونه کاوش باستان شناسی در این قلعه انجام نشده ورمزو رازهای آن همچنان سربه مهر باقی خواهد ماند.

 

(بله این خرابه ها درواقع آثار باقی مانده از قلعه زیبای لوتک است .)

قلعه لوتک .قلعه ای بزرگ ومستحکم بوده که قدمت آن به 800سال قبل برمیگردد وهمزمان با قلعه های سار وتار وقلعه مچی وقلعه حوضداروکندروقلعه روم وقلعه رامرود وگردی قلعه واز بناهای باشکوه دوره اسلامی میباشد .

قلعه لوتک مثل قلعه کوهک وسرسنگ از نوع قلعه های نظامی میباشد که آن را برجهای تدافعی به همراه حصار وخندق در برگرفته است .

طرح قلعه چند ظلعی منظم ومستطیل شکل است که از دو مستطیل تودر تو تشکیل شده است وگرداگرد هریک را برج وباروهای قلعه در برگرفته است .

معماری آن از نوع ساختمانهای دو ایوانه اسلامی اما فاقد مسجد وکاروانسراست .

این بنا در دوره اسلامی به عنوان مرکز حکمرانی محلی تمدن جنوبی دشت سیستان محسوب میشده ودر حال حاضر آثاری از یک یا دوساختمان در شمال شرقی قلعه مشاهده می شود وتعداد۱۰برج دیده بانی وآسیاب بادی آن سالم واستوار وآشکار است .

به نظر می رسد قلعه ای بوده با قلعه بند محکم ومحوطه ای در داخل آن که مردمی که پیرامون قلعه زندگی میکرده اند فقط از نظر ایمنی به آن پناه می آورده اند .

ذوالفقار کرمانی درصفحه 144 کتاب جغرافیای نیمروزخویش اینگونه می نویسد :

لوتک سمت مغرب وجنوب سکوهه واقع شده ونیم فرسخ فاصلی دارد .قلعه وارگ معتبر داشته حال خراب شده وآثار عمارت عالی آن دیده میشود حال بقدر 520خروارزمین بذرافشان ملک داردو360خروارزمین بلا استفاده دارد که همه را ریگ فراگرفته است.  {مهندس ذوالفقار کرمانی فارغ التحصیل دار الفنون می باشد

که در آنجا علوم توپخانه وقور خانه وهندسه را به نیکی آموخته است

ودر سال 1288از جانب ناصر الدین شاه قاجار مامور نقشه برداری از منطقه سیستان میشود وحاصل این سفر کتاب جغرافیای نیمروز است .

 

 u653_DSC02275.jpg

dsc02274.jpg

o2497_DSC02274.jpg

 

عکس هوایی قلعه لوتک


حفاری غیر مجاز در قلعه لوتک


img_0370.jpg

وجه تسميه طایفه بزی  سیستان و...(منبع : بنیاد دایره المعارف اسلامی)


وجه تسميه :


طايفه شیخی سیستان ودهستان لوتک

 

 


 

 

 

تیموری ، ایل ترک یا مغول تبار خراسان وسيستان وافغانستان  یکی از ایلات چهار اُویماق * / اُیمک .

تیموری از چندین طایفة کوچک و بزرگ تشکیل شده است .


از جمله طایفة  =تیموری ،شیخی ،زوری ،بزی ، سنچولی (سنگچولی -سنگشولی)کودانی ، قلعه کوهی ، سلجوقی ، بَلاذینی ،   میر نودوشی   ، یعقوب خانی ، سُنْقُر، وروتی /بروتی

( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 201؛ انقلاب خراسان ، ص 231ـ232؛ ییت ، ص 34). به نوشتة منابع ، طوایف تیموری اغلب سنّی مذهب اند ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ج 4، ص 1983ـ1984؛ فیلد، ص 299).



بنا بر روایات شفاهی ، تیمورلنگ پس از تصرف شام در نخستین سالهای قرن نهم ، طوایفی را که بعدها به نام او تیموری خوانده شدند، به سبب راهزنیِ کاروانهای حجاج ، از شام به اطراف بلخ تبعید کرد و پس از اینکه یکی از دخترانش را به عقد میرسید کُلال ، از مشایخ بلخ ، در آورد، این طوایف را به عنوان جهیزیة دخترش به میرسید کلال داد ( رجوع کنید به ییت ، ص 38؛ کرزن ، ج 1، ص 272). به نوشتة افضل الملک ، میرسید کلال ــ که به روایت دیگر میرشمس الدین محمد نام داشت و از اعقاب امام جعفرصادق علیه السلام تلقی می شد ــ در هرات خانقاه داشت و تیمورلنگ مرید وی بود (ص 116ـ117). پس از مرگ میرکلال ، این طوایف میان پسرانش تقسیم شد و چهار هزار خانوار از آنان نصیب سیدمیرشاه ، پسر میرکلال ، گردید. او نیز با اتباع خود از بلخ به هرات مهاجرت کرد (ییت ، همانجا).

نام طوایف تیموری ظاهراً نخستین بار در احیاءالملوک (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 283) در ضمن وقایع خراسان و سیستان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم ذکر شده است . میرکلال و اتباعش در جنگهای رستم میرزاصفوی والی قندهار، با ملک ظریف حاکم سیستان ، در 998 شرکت داشتند (همانجا). شاه عباس اول (حک : 996ـ 1038) سران طوایف تیموری را در 1007 به سبب شرکت در تصرف هرات تفقد کرد (اسکندر منشی ، ج 2، ص 573). در 1106، گروههایی از طوایف تیموری در جنگهای حاکم خراسان با شورشیان بلوچ به مدد وی شتافتند (نصیری ، ص 85). میر ویس افغان ، پدر محمود افغان ، در 1124 خسروخان سپهسالار (سردار اعزامی شاه سلطان حسین به قندهار) را کشت ، سپس گروههایی از تیموریها به اطاعت او در آمدند و بقیه به هرات و سیستان و کرمان و نواحی دیگر گریختند (مرعشی صفوی ، ص 17).

قبل از مهاجرت گستردة تیموریها به خراسان ، گروههایی از آنان در دشت بَکوا، واقع در مسیر جادة هرات به قندهار، چادرنشین بودند که امیران افغان آنان را به حوالی کابل تبعید کردند (ییت ، ص 12). گروهی دیگر نیز ساکن ناحیة دراواتِ (اعتضادالسلطنه ، ص 73: دهراوات ) قندهار بودند که بعدها به بادغیس و سرانجام به سرجام مهاجرت کردند (ییت ، ص 34ـ 35). چند هزار خانوار تیموری نیز در اطراف هرات و فراه به سر می بردند (همان ، ص 39؛ الفینستون ، ص 428). اغلب تیموریهای ساکن اطراف هرات و فراه در 1273 به خراسان مهاجرت کردند، اما دسته هایی نیز همچنان در هرات باقی ماندند که جمعیتشان در 1314ـ 1315 حدود دو هزار خانوار بود (ییت ، همانجا). گروهی دیگر از چادرنشینان تیموری تا آخرین سالهای قرن سیزدهم در ناحیة پنج دِه ترکمنستان و در حوالی رودخانه های مرغاب و کوشک زندگی می کردند، اما به سبب حملات ترکمنهای سارق ، آن ناحیه را ترک کردند ( تفصیل احوال تراکمه ، ص 165).

در آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ1250) که هنوز قدرت قاجار در نواحی شرق ایران استحکام نیافته بود، قلیچ خان تیموری ، جد یکی از دو خاندان حاکم تیموریان ایران ، در هرات و نواحی آن حکومتی مستقل برپا کرد (طرب نایینی ، ص 107؛ ریاضی ، ص 6)، اما وی پس از سفر جنگی فتحعلی شاه به خراسان ، به محمدولی میرزا، حاکم خراسان ، پیوست و تا پایان عمر در خدمت دولت قاجاریه باقی ماند و بتناوب حاکم غوریان و باخَرْز و شهرِنو شد. ارگ خواف و ارگ رُشخوار از ساخته های اوست (سپهر، ج 1، ص 96، 163، 170، 177، 188؛ ریاضی ، ص 21؛ خسروی ، ص 80، 203). در 1272 میرعطاءاللّه خان ــ ایل بیگیِ تیموری و برادرزادة قلیچ خان که سقوط هرات را به دست شاهزاده حسام السلطنه کاملاً قریب الوقوع می دید ــ دست از محافظت هرات کشید و همراه با چهار هزار خانوار از تیموریها نزدیک اردوگاه حسام السلطنه چادر زد و ظاهراً از او حمایت کرد ( رجوع کنید به سپهر، ج 3، ص 254، 259). او بزودی به همراه دو هزارتن از ایل تیموری هرات را ترک گفت و با اتباعش در کوهْسرخِ کاشمر ساکن ، و چند سال بعد حاکم آنجا شد ( روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509، ص 3، ش 647، ص 4). دیگر تیموریهای ایران نیز در اطراف مشهد (حکیم الممالک ، ص 170)، سرخس ، مزدوران (منشی ،ص 24؛ سعیدی ، ص 184)، نیشابور و سبزوار سکونت داشتند (کرزن ، ج 1، ص 272).

تیموریهای باقی مانده در افغانستان ، ظاهراً از خدمتگزاران وفادار دولت افغانستان بودند. سردار عبداللّه خان تیموری هراتی ، حاکم قندهار، از فرماندهان جنگهای دولت افغانستان با شیعیان هزاره در 1310 بود (ریاضی ، ص 227).

بتدریج نقش اجتماعی تیموریهای خراسان کاهش یافت و فقط به تأمین چند دسته سواره نظام و شرکت در بعضی از نزاعهای محلی محدود شد (کرزن ، ج 1، ص 272، 279). در عین حال ، در برخی از منابع ، نام شماری از متنفذان تیموری که در سالهای بعد حکومت و شهرت داشتند، ذکر شده است ( رجوع کنید بهافضل الملک ، ص 117ـ 118؛ چرچیل ، ص 107).

در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، سرهنگ ییت تعداد آنان را شش هزار خانوار (ص 39) و افضل الملک در 1320، ده هزار خانوار (ص 116) تخمین زده است . در منابع بعدی و در سرشماریها، جمعیت تیموریها مشخص نشده است .

طوایف تیموری در انقلاب مشروطیت دخالتی نداشتند، اما در حوادث ناشی از تأثیرات جنگ جهانی اول در ایران ، به سبب تحریکات عمال انگلیس ، میان طوایف بربری و تیموری جنگ خونینی درگرفت که به پیروزی طوایف بربری انجامید ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 188ـ193، 201ـ202). در قیام ژاندارمری خراسان به فرماندهی محمدتقی پسیان * ، بعضی سران تیموری ، از جمله محمدابراهیم خان سردار نصرت و عباس خان سالار اشجع ، بنابه ملاحظاتی با وی همکاری کردند و بعضی دیگر همچون شوکت السلطنه ، داماد محمدرضاخان شجاع الملک هزاره ، در صف مخالفان او قرار گرفتند (میرزاصالح ، ص 77ـ 78، 101، 103؛ انقلاب خراسان ، ص 106ـ 108، 123، 219، 231ـ232، 271؛ بهار، ج 1، ص 145؛ آذری ، ص 298ـ301). در شورش ناموفق صولت السلطنة هزاره پس از شهریور 1320، گروهی از تیموریها نیز شرکت داشتند (بیات ، ص 34ـ 35).

امروزه محل اصلی سکونت تیموریها، تایباد و خواف و تربت جام؛ سيستان ؛ كرمان  است ، اما بیشتر آنان به سبب یکجانشینی ، در شهرهای مختلف ایران پراکنده شده اند.

منابع : علی آذری ، قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان ، تهران 1329 ش ؛ چاپ افست 1352 ش ؛ اسکندرمنشی ؛ علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه ، تاریخ وقایع و سوانح افغانستان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1365 ش ؛ اعتمادالسلطنه ؛ غلامحسین افضل الملک ، سفرنامة خراسان و کرمان ، چاپ قدرت اللّه روشنی زعفرانلو، تهران : توس ] بی تا. [ ؛ مونت استوارت الفینستون ، افغانان : جای ، فرهنگ ، نژاد ( گزارش سلطنت کابل )، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد 1376 ش ؛ انقلاب خراسان : مجموعة اسناد و مدارک سال 1300 ش ، چاپ کاوه بیات ، تهران : مؤسسة پژوهش و مطالعات فرهنگی ، 1370 ش ؛ ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوه بیات ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، 1369 ش ؛ محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران 1323ـ1363 ش ؛ کاوه بیات ، صولة السلطنه هزاره و شورش خراسان در زمستان سال 1320 شمسی ، تهران 1370 ش ؛ تفصیل احوال تراکمه ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران : بابک ، 1363 ش ؛ جورج پرسی چرچیل ، فرهنگ رجال قاجار ، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح ، تهران 1369 ش ؛ علینقی بن اسماعیل حکیم الممالک ، روزنامة سفر خراسان ، تهران 1356 ش ؛ محمدرضا خسروی ، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه ، مشهد 1366 ش ؛ روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509 (جمادی الا´خره 1278)، ش 647 (رمضان 1287)؛ محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران 1369 ش ؛ محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ ، چاپ جهانگیر قائم مقامی ، تهران 1337 ش ؛ عباس سعیدی ، سرخس دیروز و امروز: پژوهشی در جغرافیای تاریخی و انسانی سرخس ، تهران 1354 ش ؛ شاه حسین بن غیاث الدین محمد، احیاءالملوک ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1344 ش ؛ محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران 1353 ش ؛ هنری فیلد، مردم شناسی ایران ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران 1343 ش ؛ جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدعلی منشی ، سفرنامة رکن الدوله به سرخس ، چاپ محمد گلبن ، تهران 1356 ش ؛ غلامحسین میرزاصالح ، جنبش کلنل محمدتقی خان پسیان بنابر گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد ، تهران 1366 ش ؛ محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای 1105 تا 1110 ه . ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران 1373 ش ؛ چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران 1365 ش .

قلعه مچی (قلعه چه رییس ) دهستان لوتک

http://upload7.ir/images/36106614952472970889.jpg

قلعه مچی ، این قلعه و بنا های وابسته به آن در سه کیلومتری شرق حوضدار سیستان و ۶ کیلومتری شهر سوخته و ۷۰ کیلومتری جنوب غربی زابل قرار دارد . این قلعه مقر و کاخ خاندان رئیسی ، فرمانروایان جنوبی سیستان می باشد که از خشت و گل ساخته شده است . ارتفاع ایوان شمالی این قلعه از زمین ۱۰ متر و دهانه آن ۵/۷ متر پهنا دارد . در این منطقه باقی مانده یک آسیاب بادی نیز وجود دارد که نمونه های آن در دوران اسلامی و در تمام نقاط سیستان وجود داشته است .
در جنوب غربی این قلعه و به فاصله ۳کیلومتری آن تعدادی تپه کوچک وجود دارد که سفال های کشف شده مربوط به دوران پیش از تاریخ است . در این منطقه کتیبه ای از سال ۱۱۳۰ هجری قمری (1717 میلادی) مربوط به میرجعفرخان کشف شده است .
مصالح بهکار رفته در آن چینه و خشت است . این کاخ هرچند با توجه به عوامل جغرافیایی و سیاسی متروک شده است ولی همچنان به عنوان نماد هنر معماری خشت و چینه از دوران صفوی در دشت سیستان از منزلتی ویژه برخوردار است . در حال حاضر این اثر توسط میراث فرهنگی استان مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است .
منطقه حوضدار به روایت تاریخ در دوران اسلامی از تمدن و آبادانی بالایی برخوردار بود . واین دوره از اواخر دوره ساسانی آغاز شده و در دوره صفویه به اوج خود رسیده و نهایتا در دوره قاجاریه رو به افول و نابودی می رود شاهد این اوج عظمت منطقه در دوره اسلامی و خصوصا در عصر صفویه بقایایی ابنیه نیمه ویران از قبیل کاخ کاروانسرا قلعه و آسیاب های بادی متعدد و همچنین مجموعه ای از منازل مسکونی در دشت مچی می باشد مچ برگرفته از مک به معنای نخل خرما می باشد قلعه یا کاخ مچی یادمانی از اوج این دوره در منطقه است .
که مقر و کاخ فرمانروایی خاندان رئیسی از فرمانروایان تمدن جنوبی سیستان می باشد .
این کاخ به قلعه نیز معروف است یادمانی از عظمت و هنر معماری عصر صفویه محسوب می شود که در پهنه دشت سیستان در کنار سایر آثار به یادگار مانده است .
نقشه ساختمانی بصورت تقریبا مربع ( 5/39*38 ) متر و از نوع بناهای دو ایوانی و مصالح آن تماما از خشت و خام و گل بوده از دو قسمت عمده تشکیل یافته است یکی بنای اصلی کاخ یا قلعه و دیگری مجموعه معماری الحاقی پیروامون آن می باشد .
فرم و نقشه کلی بنا اصلی کاخ بصورت مربع و بخضی از آن در دو طبقه اجرا شده است ورودی اصلی بنا د ضلع جنوبی واقع شده که پس از ورود به یک فضای هشتی شکل به حیاط مرکزی راه می یابد و ایوان زیبا در قسمت شمال و جنوب حیاط مرکزی و مجموعه ای از اطاق ها تقریبا به صورت قرینه در اضلاع دیگر قرار گرفته که همگی به حیاط مرکزی راه می یابند .
ایوان شمالی عریض و مرتفع آن از زیباترین شیو های معماری و اجرای طاق و قوس در منظقه به شماره می آید که در دو طرف غرب و شرق آن دو سالن یا فضای بزرگ با پوشش گنبدی وجود دارد .
مجموعه معماری طبقه دوم بیشتر در ضلع غربی بصورت یک راهرو کم عرض با طاق نماهای هلالی شکل که در امتداد مجموعه اطلاق های طبقه فوقانی قرار گرفته است .
بنای اصلی مربع شکل کاخ بوسیله مجموعه معماری خارجی که شامل اتاق های نگهبانی و حصارهای متعدد است حفاظت می گردد .
این بنای ارزشمند دوره اسلامی به عنوان برگی از تاریه منطقه سیستان در تاریخ 9/8/1377 با شماره 2135 در لیست آثار ملی کشور به ثبت رسید و مورد حفاظت و حمایت قانونی قرار گرفت در راستای اهداف سازمان میراث فرهنگی کشور با توجه به اهمیت این اثر ارزشمند معماری دوره اسلامی عصر صفویه کار مرمت اضطراری پوشش سقف ایوان شمالیس بنا با بهره گیری از کمک های مالی و همه جانبه سازمان محترم عمران سیستان در سال های 1377 و 1376 ه ش انجام گردید ولی متاسفانه به علت نداشتن را دسترسی مناسب برای انتقال آب و مصالح و عدم وجود آبادی دارای سکنه در منطقه و محدودیت امکانات میراث فرهنگی استان کار جدی در محل انجام نشده امید است در آینده با پشتیبانی فرماندار محترم شهرستان زابل و سازمان محترم عمران سیستان با ایجاد راه دسترسی به محل و تامین اعتبار مرمتی مورد نیاز بتوانیم نسبت به مرمت این قلعه و همچنین آسیاب بادی موجود را جوار آن که نمونه ارزمشندی است از استفاده مردم منطقه از نیروی بالقوه باد اقدام نماییم شایان ذکر است که د راستای این حرکت میراث فرهنگی استان ماکت آسیاب بادی را تهیه نموده که در گزارشات بعدی نسبت به معرفی آن اقدام خواهد نمود .


فرم وضعيت موجود و تكميل اطلاعات آثار ثبت شده در فهرست آثار ملي

نام تكميل كننده اطلاعات :    حمید رضا افتخاری مقدم       تاريخ:   18 / اردیبهشت / 1386    نام كارشناس مسئول    شیرین ارباب بیکس

1-   نام اثر:  قلعه مچی

2-   نام لاتين:  GHale Machi                                                       نام هاي ديگر اثر:

قلعه

 

قلعه

 

 

 
2- كلاسه اثر                                                                                      3- نوع اثر

4- محل اثر 

      استان                                   شهرستان                           بخش                              شهر                          دهستان                           روستا  

سیستان و بلوچستان

زابل

شیب اب

محمد اباد

لوتک

-

نشاني دقيق و كامل اثر

60 ک.م جنوب غربی زابل  حد فاصل شهر سوخته وتاسوکی، 2500 متری شمال جاده

5- مختصات جغرافياي

    ارتفاع از سطح دريا                    N ( Y)                           E(X)                                Z               

476م

ً9/43 َ32 30

ً27 َ16 61

 

 

 

6- ابعاد وا ندازه

       طول                     عرض                      ارتفاع                       قطر                         عرصه                     اعياني

45م

35م

 

 

 

قرون متاخر اسلامی (سده های 10-13 ه. ق ) - صفویه

 
7- قدمت اثر

 

8- وضعيت بهره برداري   فعال    نيمه فعال     غير فعال ( متروكه)*     

9- كاربريها

پژوهشی

 

استقراری

 

متروکه

 
           كاربري قبلي                                                    كاربري فعلي                                                كاربري پيشنهادي                                   

 

میراث فرهنگی

 
 

      10- نوع مالكيت اثر :        وقفي       خصوصي      دولتي*     عمومي           بلاصاحب              نام مالك

      11- وضعيت موجود: سالم      نيمه سالم *     تخريب شده         مظطرب        حفاري غير مجاز                         

      12- ميزان تخريب و درصد مرمت اثر  :    كم*       يا زياد                    درصد تقريبي  مرمت : ...........................................

      13- فرسايش بنا : عوامل طبيعي*      عوامل انساني           هردو  

     14- شماره ثبت اثر:.             2135             تاريخ ثبت :9/9/1377

     15- نحوه ثبت :   فرهنگي و تاريخي      شئون ملي *



 


    

 

 

 

                               

 

 

 

 

              تصوير كلي اثر - تاريخ تهيه تصوير:    بهار 1377                                                  كروكي اثر

ملاحضات :........                                                                                                                                                  


http://upload7.ir/images/51381924043495602801.jpg

........................................................................................................................................................................................

وجه تسميه طایفه  زوری  سیستان و...(منبع : بنیاد دایره المعارف اسلامی)


وجه تسميه :


طايفه  زوری  سيستان و دهستان لوتک

 

 


 

 

 

تیموری ، ایل ترک یا مغول تبار خراسان وسيستان وافغانستان  یکی از ایلات چهار اُویماق * / اُیمک .

تیموری از چندین طایفة کوچک و بزرگ تشکیل شده است .


از جمله طایفة  =تیموری ،شیخی ،زوری ،بزی ، سنچولی (سنگچولی -سنگشولی)کودانی ، قلعه کوهی ، سلجوقی ، بَلاذینی ،   میر نودوشی   ، یعقوب خانی ، سُنْقُر، وروتی /بروتی

( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 201؛ انقلاب خراسان ، ص 231ـ232؛ ییت ، ص 34). به نوشتة منابع ، طوایف تیموری اغلب سنّی مذهب اند ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ج 4، ص 1983ـ1984؛ فیلد، ص 299).



بنا بر روایات شفاهی ، تیمورلنگ پس از تصرف شام در نخستین سالهای قرن نهم ، طوایفی را که بعدها به نام او تیموری خوانده شدند، به سبب راهزنیِ کاروانهای حجاج ، از شام به اطراف بلخ تبعید کرد و پس از اینکه یکی از دخترانش را به عقد میرسید کُلال ، از مشایخ بلخ ، در آورد، این طوایف را به عنوان جهیزیة دخترش به میرسید کلال داد ( رجوع کنید به ییت ، ص 38؛ کرزن ، ج 1، ص 272). به نوشتة افضل الملک ، میرسید کلال ــ که به روایت دیگر میرشمس الدین محمد نام داشت و از اعقاب امام جعفرصادق علیه السلام تلقی می شد ــ در هرات خانقاه داشت و تیمورلنگ مرید وی بود (ص 116ـ117). پس از مرگ میرکلال ، این طوایف میان پسرانش تقسیم شد و چهار هزار خانوار از آنان نصیب سیدمیرشاه ، پسر میرکلال ، گردید. او نیز با اتباع خود از بلخ به هرات مهاجرت کرد (ییت ، همانجا).

نام طوایف تیموری ظاهراً نخستین بار در احیاءالملوک (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 283) در ضمن وقایع خراسان و سیستان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم ذکر شده است . میرکلال و اتباعش در جنگهای رستم میرزاصفوی والی قندهار، با ملک ظریف حاکم سیستان ، در 998 شرکت داشتند (همانجا). شاه عباس اول (حک : 996ـ 1038) سران طوایف تیموری را در 1007 به سبب شرکت در تصرف هرات تفقد کرد (اسکندر منشی ، ج 2، ص 573). در 1106، گروههایی از طوایف تیموری در جنگهای حاکم خراسان با شورشیان بلوچ به مدد وی شتافتند (نصیری ، ص 85). میر ویس افغان ، پدر محمود افغان ، در 1124 خسروخان سپهسالار (سردار اعزامی شاه سلطان حسین به قندهار) را کشت ، سپس گروههایی از تیموریها به اطاعت او در آمدند و بقیه به هرات و سیستان و کرمان و نواحی دیگر گریختند (مرعشی صفوی ، ص 17).

قبل از مهاجرت گستردة تیموریها به خراسان ، گروههایی از آنان در دشت بَکوا، واقع در مسیر جادة هرات به قندهار، چادرنشین بودند که امیران افغان آنان را به حوالی کابل تبعید کردند (ییت ، ص 12). گروهی دیگر نیز ساکن ناحیة دراواتِ (اعتضادالسلطنه ، ص 73: دهراوات ) قندهار بودند که بعدها به بادغیس و سرانجام به سرجام مهاجرت کردند (ییت ، ص 34ـ 35). چند هزار خانوار تیموری نیز در اطراف هرات و فراه به سر می بردند (همان ، ص 39؛ الفینستون ، ص 428). اغلب تیموریهای ساکن اطراف هرات و فراه در 1273 به خراسان مهاجرت کردند، اما دسته هایی نیز همچنان در هرات باقی ماندند که جمعیتشان در 1314ـ 1315 حدود دو هزار خانوار بود (ییت ، همانجا). گروهی دیگر از چادرنشینان تیموری تا آخرین سالهای قرن سیزدهم در ناحیة پنج دِه ترکمنستان و در حوالی رودخانه های مرغاب و کوشک زندگی می کردند، اما به سبب حملات ترکمنهای سارق ، آن ناحیه را ترک کردند ( تفصیل احوال تراکمه ، ص 165).

در آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ1250) که هنوز قدرت قاجار در نواحی شرق ایران استحکام نیافته بود، قلیچ خان تیموری ، جد یکی از دو خاندان حاکم تیموریان ایران ، در هرات و نواحی آن حکومتی مستقل برپا کرد (طرب نایینی ، ص 107؛ ریاضی ، ص 6)، اما وی پس از سفر جنگی فتحعلی شاه به خراسان ، به محمدولی میرزا، حاکم خراسان ، پیوست و تا پایان عمر در خدمت دولت قاجاریه باقی ماند و بتناوب حاکم غوریان و باخَرْز و شهرِنو شد. ارگ خواف و ارگ رُشخوار از ساخته های اوست (سپهر، ج 1، ص 96، 163، 170، 177، 188؛ ریاضی ، ص 21؛ خسروی ، ص 80، 203). در 1272 میرعطاءاللّه خان ــ ایل بیگیِ تیموری و برادرزادة قلیچ خان که سقوط هرات را به دست شاهزاده حسام السلطنه کاملاً قریب الوقوع می دید ــ دست از محافظت هرات کشید و همراه با چهار هزار خانوار از تیموریها نزدیک اردوگاه حسام السلطنه چادر زد و ظاهراً از او حمایت کرد ( رجوع کنید به سپهر، ج 3، ص 254، 259). او بزودی به همراه دو هزارتن از ایل تیموری هرات را ترک گفت و با اتباعش در کوهْسرخِ کاشمر ساکن ، و چند سال بعد حاکم آنجا شد ( روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509، ص 3، ش 647، ص 4). دیگر تیموریهای ایران نیز در اطراف مشهد (حکیم الممالک ، ص 170)، سرخس ، مزدوران (منشی ،ص 24؛ سعیدی ، ص 184)، نیشابور و سبزوار سکونت داشتند (کرزن ، ج 1، ص 272).

تیموریهای باقی مانده در افغانستان ، ظاهراً از خدمتگزاران وفادار دولت افغانستان بودند. سردار عبداللّه خان تیموری هراتی ، حاکم قندهار، از فرماندهان جنگهای دولت افغانستان با شیعیان هزاره در 1310 بود (ریاضی ، ص 227).

بتدریج نقش اجتماعی تیموریهای خراسان کاهش یافت و فقط به تأمین چند دسته سواره نظام و شرکت در بعضی از نزاعهای محلی محدود شد (کرزن ، ج 1، ص 272، 279). در عین حال ، در برخی از منابع ، نام شماری از متنفذان تیموری که در سالهای بعد حکومت و شهرت داشتند، ذکر شده است ( رجوع کنید بهافضل الملک ، ص 117ـ 118؛ چرچیل ، ص 107).

در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، سرهنگ ییت تعداد آنان را شش هزار خانوار (ص 39) و افضل الملک در 1320، ده هزار خانوار (ص 116) تخمین زده است . در منابع بعدی و در سرشماریها، جمعیت تیموریها مشخص نشده است .

طوایف تیموری در انقلاب مشروطیت دخالتی نداشتند، اما در حوادث ناشی از تأثیرات جنگ جهانی اول در ایران ، به سبب تحریکات عمال انگلیس ، میان طوایف بربری و تیموری جنگ خونینی درگرفت که به پیروزی طوایف بربری انجامید ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 188ـ193، 201ـ202). در قیام ژاندارمری خراسان به فرماندهی محمدتقی پسیان * ، بعضی سران تیموری ، از جمله محمدابراهیم خان سردار نصرت و عباس خان سالار اشجع ، بنابه ملاحظاتی با وی همکاری کردند و بعضی دیگر همچون شوکت السلطنه ، داماد محمدرضاخان شجاع الملک هزاره ، در صف مخالفان او قرار گرفتند (میرزاصالح ، ص 77ـ 78، 101، 103؛ انقلاب خراسان ، ص 106ـ 108، 123، 219، 231ـ232، 271؛ بهار، ج 1، ص 145؛ آذری ، ص 298ـ301). در شورش ناموفق صولت السلطنة هزاره پس از شهریور 1320، گروهی از تیموریها نیز شرکت داشتند (بیات ، ص 34ـ 35).

امروزه محل اصلی سکونت تیموریها، تایباد و خواف و تربت جام؛ سيستان ؛ كرمان  است ، اما بیشتر آنان به سبب یکجانشینی ، در شهرهای مختلف ایران پراکنده شده اند.

منابع : علی آذری ، قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان ، تهران 1329 ش ؛ چاپ افست 1352 ش ؛ اسکندرمنشی ؛ علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه ، تاریخ وقایع و سوانح افغانستان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1365 ش ؛ اعتمادالسلطنه ؛ غلامحسین افضل الملک ، سفرنامة خراسان و کرمان ، چاپ قدرت اللّه روشنی زعفرانلو، تهران : توس ] بی تا. [ ؛ مونت استوارت الفینستون ، افغانان : جای ، فرهنگ ، نژاد ( گزارش سلطنت کابل )، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد 1376 ش ؛ انقلاب خراسان : مجموعة اسناد و مدارک سال 1300 ش ، چاپ کاوه بیات ، تهران : مؤسسة پژوهش و مطالعات فرهنگی ، 1370 ش ؛ ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوه بیات ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، 1369 ش ؛ محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران 1323ـ1363 ش ؛ کاوه بیات ، صولة السلطنه هزاره و شورش خراسان در زمستان سال 1320 شمسی ، تهران 1370 ش ؛ تفصیل احوال تراکمه ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران : بابک ، 1363 ش ؛ جورج پرسی چرچیل ، فرهنگ رجال قاجار ، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح ، تهران 1369 ش ؛ علینقی بن اسماعیل حکیم الممالک ، روزنامة سفر خراسان ، تهران 1356 ش ؛ محمدرضا خسروی ، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه ، مشهد 1366 ش ؛ روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509 (جمادی الا´خره 1278)، ش 647 (رمضان 1287)؛ محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران 1369 ش ؛ محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ ، چاپ جهانگیر قائم مقامی ، تهران 1337 ش ؛ عباس سعیدی ، سرخس دیروز و امروز: پژوهشی در جغرافیای تاریخی و انسانی سرخس ، تهران 1354 ش ؛ شاه حسین بن غیاث الدین محمد، احیاءالملوک ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1344 ش ؛ محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران 1353 ش ؛ هنری فیلد، مردم شناسی ایران ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران 1343 ش ؛ جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدعلی منشی ، سفرنامة رکن الدوله به سرخس ، چاپ محمد گلبن ، تهران 1356 ش ؛ غلامحسین میرزاصالح ، جنبش کلنل محمدتقی خان پسیان بنابر گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد ، تهران 1366 ش ؛ محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای 1105 تا 1110 ه . ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران 1373 ش ؛ چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران 1365 ش .