بازسازی قلعه لوتک سیستان

http://upload7.ir/images/22074834051620229973.jpg


لوتک در وازه ورودی سیستان محسوب میگردد.
این روستا دارای قلعه ای میباشد مربوط به سده 5 هجری  دوره اسلامی ومعاصر قلعه های روم ورامرود وگردی قلعه وحوضدار وکندر وقلعه مچی میباشد.

مهندس ذوالفقار کرمانی که فارغ التحصیل دارالفنون است در سال 1288از جانب ناصرالدین شاه قاجار مامور نقشه برداری وآمار گیری از سیستان میشود .

در صفحه 144کتاب جغرافیای نیمروز اینگونه مینویسد :

قلعه لوتک در سمت مغرب وجنوب قلعه سکوهه واقع شده است که در سابق قلعه وارگ معتبر داشته ودر حال حاضر خراب شده ولی آثار عمارت عالی ان دیده میشود .
روستای لوتک در سال 1204 بدستور نائب الحکومه وقت سیستان در مکان کنونی توسط لشکرخان رخشانی جهت اداره هرچه بهتر اراضی کشاورزی وتامین امنیت منطقه ایجاد شد .


http://upload7.ir/images/05730400039779856463.jpg


http://upload7.ir/images/11811451211848462102.jpgا



برای دیدن سایر تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

آتشکده زرتشتیان دشت کبوتران سیستان (لوتک)

 http://upload7.ir/images/48519567801962050410.jpg

بناي این آتشکده مربوط به دوره ی ساسانيان است که در 5 کيلومتري جنوب غربي روستاي ورمال  دهستان لوتک مشرف  به دریاچه هامون  وبرروی ارتفاعات دشت کبوتران  قرار دارد . اين بنا يکي از سالم ترين آتشکده هاي دوران قبل از اسلام در استان مي باشد که روي چهار پايه ساخته شده  و داراي گنبدي يک جداره است .

اینکه آتشکده‌ها کنار آب باشند از خصوصیت‌های آتشکده‌ها بوده است.

ورود به این نیایشگاهها همیشه برای نیایش‌کنندگان با آدابی همراه بوده‌است. از جمله پاکیزگی زنان و مردان. مردان باید برای ورود با کلاه سفید و زنان با روسری سفید و لباس رنگ روشن و بدون کفش وارد شوند. آتش مقدس درون مجمر بزرگی از جنس برنز

  روشن نگه‌داشته میشده است.

بسیاری از بناهای چارطاقی در سطح کشور - آتشکده - یا به طور کامل تخریب شده و یا تغییر کاربری داده شده است. ولی تعدادی هم مانند چارطاقی نیاسر و چارطاقی تفرش، سالم مانده‌اند. چارتاقی هارا آتشکده‌های دوره ساسانی میدانند.

اطلاعات ما در مورد آتشکده‌ها عموماً از دوره ساسانی و اسلامی است. شکل و بنای آتشکده‌ها در همه جا یکسان بوده. معمولاً ً هر آتشکده هشت درگاه و چند اتاق هشت گوشه داشته و آتشدان در وسط بنا واقع بوده و پیوسته آتش مقدس در آن می‌سوخته.


در استان سیستان وبلوچستان  ، در فاصله30 کیلومتری جنوب شهر زابل  ، و در كرانه ی جنوبی  دریاچه هامون  ، آتشكده ی ورمال با پيشينه ی 1700 ساله و با ساختاري از خشت وگل و ساروج پابرجا ايستاده است.

پس از سلام با افزودن دو مناره  ویک راه پله آنرا تبدیل به مسجد نموده اند .

در تصاویر زیر کاملا مشخص است که دو مناره بعدا الحاق گردیده وبه بدنه اصلی بافته نمی باشد وبه مرور زمان از بدنه آتشکده فاصله گرفته است.

این بنای زیبا به دلیل عدم رسیدگی ومرمت در حال تخریب ودر استانه انهدام کامل قرار دارد.


مهمان گرامی به ادامه مطلب مراجعه فرمایید
ادامه نوشته

سیستان از نگاه  امیر تیمور گورکانی

                  

 

 شرح شگفتی های سیستان از زبان تیمور لنگ

 

-امیر تیمور گورکانی از عجایب سیستان میگوید

 

تیمور لنگ در سیستان عجا یبی می بیند که او وسربازانش را شگفت زده میکند.

برای دیدن شرح کامل وقایع به ادامه مطلب بروید

 

1 : تیمور از دیدن مردان بلند قامت سیستانی به گونه ای تعجب میکند که برای دیدن سرزمین زابل علاقه مند میشود.

2 : مردان بلند قامت سیستانی شتر را در حالی که ایستاده بود بار میکردند.

3 : مردان زابلی در حالی که سوار بر گاوهای غول پیکر ند به استقبال تیمور می روند.

4: مردان زابلی از قشون 100 هزار نفری تیمور نمی هراسند وقشون را به چشم مورچه می نگرند.

5 : امیر تیمور که تمام کشور را متصرف شده نام ایران را برای اولین بار از زبان مردم این دیار می شنود.

6 : امیر سیستان پیش بینی میکند که چه زمانی دریاچه هامون خشک میشود.

7 : امیر تیمور نمی تواند مردان سیستانی را به عنوان سرباز اجیر کند.

8 : مردان سیستانی در حالی که سوار برقایق بودند با مردان آنسوی دریا صحبت میکنند.

9 : امیر تیموریک دست لباس رزم از فرمانروای سیستان هدیه میگیرد وتاپایان عمر به عنوان یادگار نگه میدارد.

10 : تیمور لنگ با امیر سیستان پیمان دوستی می بندد.

ولی سالها بعد سیستان توسط شاهرخ پسر تیمور  خراب و ویران گردید.


و بسیاری از آبادی های سیستان براثر وحشیگری شاهرخ تیموری از صفحه روزگار محو میشود.



منبع :

کتاب ، منم تیمور جهانگشا

گردآورنده : مارسل برایون فرانسوی

ترجمه وافتباس: ذبیح الله منصوری

نوبت چاپ چهاردهم 1372

از خصوصیات بارز این کتاب این است که توسط خود تیمور لنگ نوشته شده است.




برای دیدن شرح کامل وقایع به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب بروید

از خصوصیات بارز تیمور این بود که حافظ کل فران بود ومی توانست سوره های قران را از آخر به اول بخواندوهمچنین در اکثر علوم زمان خود تبخر داشت ویک دانشمند واقعی بودولی بی رحم وخونخوار ومنضبط بود.


ادامه نوشته

نمای کلی قلعه رستم شاه رییسی دهستان لوتک که توسط طایفه سزابندی ویران گردید.

http://upload7.ir/images/03985334951944889527.jpg
  http://upload7.ir/images/39926869913203175257.jpg

وجه تسمیه طایفه شیخی سیستان و...


وجه تسميه :


طايفه شیخی سيستان

 

 


 

 

 

  ایل تیموری ، ایل ترک یا مغول تبار خراسان وسيستان وافغانستان  یکی از ایلات چهار اُویماق * / اُیمک .

تیموری از چندین طایفة کوچک و بزرگ تشکیل شده است .


از جمله طایفة  =تیموری ،شیخی ،زوری ،بزی ، سنچولی (سنگچولی -سنگشولی)کودانی ، قلعه کوهی ، سلجوقی ، بَلاذینی ،   میر نودوشی   ، یعقوب خانی ، سُنْقُر، وروتی /بروتی

( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 201؛ انقلاب خراسان ، ص 231ـ232؛ ییت ، ص 34). به نوشتة منابع ، طوایف تیموری اغلب سنّی مذهب اند ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ج 4، ص 1983ـ1984؛ فیلد، ص 299).



بنا بر روایات شفاهی ، تیمورلنگ پس از تصرف شام در نخستین سالهای قرن نهم ، طوایفی را که بعدها به نام او تیموری خوانده شدند، به سبب راهزنیِ کاروانهای حجاج ، از شام به اطراف بلخ تبعید کرد و پس از اینکه یکی از دخترانش را به عقد میرسید کُلال ، از مشایخ بلخ ، در آورد، این طوایف را به عنوان جهیزیة دخترش به میرسید کلال داد ( رجوع کنید به ییت ، ص 38؛ کرزن ، ج 1، ص 272). به نوشتة افضل الملک ، میرسید کلال ــ که به روایت دیگر میرشمس الدین محمد نام داشت و از اعقاب امام جعفرصادق علیه السلام تلقی می شد ــ در هرات خانقاه داشت و تیمورلنگ مرید وی بود (ص 116ـ117). پس از مرگ میرکلال ، این طوایف میان پسرانش تقسیم شد و چهار هزار خانوار از آنان نصیب سیدمیرشاه ، پسر میرکلال ، گردید. او نیز با اتباع خود از بلخ به هرات مهاجرت کرد (ییت ، همانجا).

نام طوایف تیموری ظاهراً نخستین بار در احیاءالملوک (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص 283) در ضمن وقایع خراسان و سیستان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم ذکر شده است . میرکلال و اتباعش در جنگهای رستم میرزاصفوی والی قندهار، با ملک ظریف حاکم سیستان ، در 998 شرکت داشتند (همانجا). شاه عباس اول (حک : 996ـ 1038) سران طوایف تیموری را در 1007 به سبب شرکت در تصرف هرات تفقد کرد (اسکندر منشی ، ج 2، ص 573). در 1106، گروههایی از طوایف تیموری در جنگهای حاکم خراسان با شورشیان بلوچ به مدد وی شتافتند (نصیری ، ص 85). میر ویس افغان ، پدر محمود افغان ، در 1124 خسروخان سپهسالار (سردار اعزامی شاه سلطان حسین به قندهار) را کشت ، سپس گروههایی از تیموریها به اطاعت او در آمدند و بقیه به هرات و سیستان و کرمان و نواحی دیگر گریختند (مرعشی صفوی ، ص 17).

قبل از مهاجرت گستردة تیموریها به خراسان ، گروههایی از آنان در دشت بَکوا، واقع در مسیر جادة هرات به قندهار، چادرنشین بودند که امیران افغان آنان را به حوالی کابل تبعید کردند (ییت ، ص 12). گروهی دیگر نیز ساکن ناحیة دراواتِ (اعتضادالسلطنه ، ص 73: دهراوات ) قندهار بودند که بعدها به بادغیس و سرانجام به سرجام مهاجرت کردند (ییت ، ص 34ـ 35). چند هزار خانوار تیموری نیز در اطراف هرات و فراه به سر می بردند (همان ، ص 39؛ الفینستون ، ص 428). اغلب تیموریهای ساکن اطراف هرات و فراه در 1273 به خراسان مهاجرت کردند، اما دسته هایی نیز همچنان در هرات باقی ماندند که جمعیتشان در 1314ـ 1315 حدود دو هزار خانوار بود (ییت ، همانجا). گروهی دیگر از چادرنشینان تیموری تا آخرین سالهای قرن سیزدهم در ناحیة پنج دِه ترکمنستان و در حوالی رودخانه های مرغاب و کوشک زندگی می کردند، اما به سبب حملات ترکمنهای سارق ، آن ناحیه را ترک کردند ( تفصیل احوال تراکمه ، ص 165).

در آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار (1212ـ1250) که هنوز قدرت قاجار در نواحی شرق ایران استحکام نیافته بود، قلیچ خان تیموری ، جد یکی از دو خاندان حاکم تیموریان ایران ، در هرات و نواحی آن حکومتی مستقل برپا کرد (طرب نایینی ، ص 107؛ ریاضی ، ص 6)، اما وی پس از سفر جنگی فتحعلی شاه به خراسان ، به محمدولی میرزا، حاکم خراسان ، پیوست و تا پایان عمر در خدمت دولت قاجاریه باقی ماند و بتناوب حاکم غوریان و باخَرْز و شهرِنو شد. ارگ خواف و ارگ رُشخوار از ساخته های اوست (سپهر، ج 1، ص 96، 163، 170، 177، 188؛ ریاضی ، ص 21؛ خسروی ، ص 80، 203). در 1272 میرعطاءاللّه خان ــ ایل بیگیِ تیموری و برادرزادة قلیچ خان که سقوط هرات را به دست شاهزاده حسام السلطنه کاملاً قریب الوقوع می دید ــ دست از محافظت هرات کشید و همراه با چهار هزار خانوار از تیموریها نزدیک اردوگاه حسام السلطنه چادر زد و ظاهراً از او حمایت کرد ( رجوع کنید به سپهر، ج 3، ص 254، 259). او بزودی به همراه دو هزارتن از ایل تیموری هرات را ترک گفت و با اتباعش در کوهْسرخِ کاشمر ساکن ، و چند سال بعد حاکم آنجا شد ( روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509، ص 3، ش 647، ص 4). دیگر تیموریهای ایران نیز در اطراف مشهد (حکیم الممالک ، ص 170)، سرخس ، مزدوران (منشی ،ص 24؛ سعیدی ، ص 184)، نیشابور و سبزوار سکونت داشتند (کرزن ، ج 1، ص 272).

تیموریهای باقی مانده در افغانستان ، ظاهراً از خدمتگزاران وفادار دولت افغانستان بودند. سردار عبداللّه خان تیموری هراتی ، حاکم قندهار، از فرماندهان جنگهای دولت افغانستان با شیعیان هزاره در 1310 بود (ریاضی ، ص 227).

بتدریج نقش اجتماعی تیموریهای خراسان کاهش یافت و فقط به تأمین چند دسته سواره نظام و شرکت در بعضی از نزاعهای محلی محدود شد (کرزن ، ج 1، ص 272، 279). در عین حال ، در برخی از منابع ، نام شماری از متنفذان تیموری که در سالهای بعد حکومت و شهرت داشتند، ذکر شده است ( رجوع کنید بهافضل الملک ، ص 117ـ 118؛ چرچیل ، ص 107).

در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، سرهنگ ییت تعداد آنان را شش هزار خانوار (ص 39) و افضل الملک در 1320، ده هزار خانوار (ص 116) تخمین زده است . در منابع بعدی و در سرشماریها، جمعیت تیموریها مشخص نشده است .

طوایف تیموری در انقلاب مشروطیت دخالتی نداشتند، اما در حوادث ناشی از تأثیرات جنگ جهانی اول در ایران ، به سبب تحریکات عمال انگلیس ، میان طوایف بربری و تیموری جنگ خونینی درگرفت که به پیروزی طوایف بربری انجامید ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص 188ـ193، 201ـ202). در قیام ژاندارمری خراسان به فرماندهی محمدتقی پسیان * ، بعضی سران تیموری ، از جمله محمدابراهیم خان سردار نصرت و عباس خان سالار اشجع ، بنابه ملاحظاتی با وی همکاری کردند و بعضی دیگر همچون شوکت السلطنه ، داماد محمدرضاخان شجاع الملک هزاره ، در صف مخالفان او قرار گرفتند (میرزاصالح ، ص 77ـ 78، 101، 103؛ انقلاب خراسان ، ص 106ـ 108، 123، 219، 231ـ232، 271؛ بهار، ج 1، ص 145؛ آذری ، ص 298ـ301). در شورش ناموفق صولت السلطنة هزاره پس از شهریور 1320، گروهی از تیموریها نیز شرکت داشتند (بیات ، ص 34ـ 35).

امروزه محل اصلی سکونت تیموریها، تایباد و خواف و تربت جام؛ سيستان ؛ كرمان  است ، اما بیشتر آنان به سبب یکجانشینی ، در شهرهای مختلف ایران پراکنده شده اند.

منابع : علی آذری ، قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان ، تهران 1329 ش ؛ چاپ افست 1352 ش ؛ اسکندرمنشی ؛ علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه ، تاریخ وقایع و سوانح افغانستان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران 1365 ش ؛ اعتمادالسلطنه ؛ غلامحسین افضل الملک ، سفرنامة خراسان و کرمان ، چاپ قدرت اللّه روشنی زعفرانلو، تهران : توس ] بی تا. [ ؛ مونت استوارت الفینستون ، افغانان : جای ، فرهنگ ، نژاد ( گزارش سلطنت کابل )، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد 1376 ش ؛ انقلاب خراسان : مجموعة اسناد و مدارک سال 1300 ش ، چاپ کاوه بیات ، تهران : مؤسسة پژوهش و مطالعات فرهنگی ، 1370 ش ؛ ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوه بیات ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، 1369 ش ؛ محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران 1323ـ1363 ش ؛ کاوه بیات ، صولة السلطنه هزاره و شورش خراسان در زمستان سال 1320 شمسی ، تهران 1370 ش ؛ تفصیل احوال تراکمه ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران : بابک ، 1363 ش ؛ جورج پرسی چرچیل ، فرهنگ رجال قاجار ، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح ، تهران 1369 ش ؛ علینقی بن اسماعیل حکیم الممالک ، روزنامة سفر خراسان ، تهران 1356 ش ؛ محمدرضا خسروی ، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه ، مشهد 1366 ش ؛ روزنامة دولت علیّة ایران ، ش 509 (جمادی الا´خره 1278)، ش 647 (رمضان 1287)؛ محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای 1207ـ1324 ق ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران 1369 ش ؛ محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ ، چاپ جهانگیر قائم مقامی ، تهران 1337 ش ؛ عباس سعیدی ، سرخس دیروز و امروز: پژوهشی در جغرافیای تاریخی و انسانی سرخس ، تهران 1354 ش ؛ شاه حسین بن غیاث الدین محمد، احیاءالملوک ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1344 ش ؛ محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران 1353 ش ؛ هنری فیلد، مردم شناسی ایران ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران 1343 ش ؛ جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران 1362 ش ؛ محمدعلی منشی ، سفرنامة رکن الدوله به سرخس ، چاپ محمد گلبن ، تهران 1356 ش ؛ غلامحسین میرزاصالح ، جنبش کلنل محمدتقی خان پسیان بنابر گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد ، تهران 1366 ش ؛ محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای 1105 تا 1110 ه . ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران 1373 ش ؛ چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران 1365 ش .

ورمال دهستان لوتك

http://upload7.ir/images/70489439919456327198.jpg


معرفی روستای ورمال دهستان لوتك  سیستان

 

روستای ورمال که در دهستان لوتک واقع شده است از نگاه کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق . از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید به شرح ذیل میباشد :

 

ورمال= دو فرسخ سمت مغرب سکوهه واقع شده است وقریه معتبری میباشد ، قلعه وارگ هم دارد .

(درقسمت شمال قلعه -تصویر فوق ـ آسیاب بادی بسیار زیبایی خودنمای می کند که روزگار آباد وپررونق قلعه را به تصویر میگشد).

رعیت 235خانوار،

عدد نفوس 1257نفر،

سادات 7خانوار ،

کسبه 18 خانوار،

 نوکر دیوان ،سواره (اسب سوار)4 نفر

جمازه سوار(شتر سوار) 2نفر

زمین زراعت ،آنچه زراعت شده 240خرواربذر

بقدر 602 خروار بذرافشان

دیگر بار زمین دارند [که]اگر بخواهند زراعت نمایند،در ده پشت دشت واقع شده است

[ورمال بر] سرراه کرمان است ، یعنی هرگاه کسی بخواهد به سمت کرمان یا بندرات برود از ورمال آذوقه وآب برداشته به دهنه ترشاب نزدیکتر از راه سر شیله میباشد.

اغنام واحشام آبادی :

گوسفند: 750راس

ماده گاو : 425 راس

شتر: 28 نفر

اسب ومادیان : 45 راس

الاغ : 350  راس


این روستا در دهستان لوتک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۳ نفر (۶۶خانوار) بوده‌است.

http://upload7.ir/images/81450154493096854631.jpg

 

چهارخمي دهستان لوتك


ده چهار غمي از نگاه تاريخ ،............

 

چهارغمي(چهارخمي- چهارخري)  از توابع  دهستان لوتک مي باشد.

کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق .(1250.ه.ش.-1871م) از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید درمورد ده چهار غمي  مي نويسد :

 

چهار غمی سمت شمال سکوهه به فاصله 4000ذرع واقع شده است.

43خانواررعیت [دارد]

قلعه ندارد

عدد نفوس 103 نفر

محل زراعت بذر افشان 395خروارتبریز بذر افشان [دارد]

پاگاو این ده   ، 12.5 خروار سیستان است.

چرخ آب یکی ،مقدار 20 خروار بذر، عمل می آورد.

اغنام واحشام آبادی:

گوسفند: 160 راس

ماده گاو : 18 راس

شتر : 2 نفر

الاغ : 35 راس

اسب ومادیان : 4 راس .

 

ده ديوانه  دهستان لوتك سيستان


ده ديوانه   از نگاه تاريخ ،............

 

ده ديوانه  از توابع  دهستان لوتک مي باشد.

کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق .(1250.ه.ش.-1871م) از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید درمورد ده ديوانه  مي نويسد :

:

 

ده دیوانه 49 درجه از شمال به سمت مغرب ده طوطی[توتی]واقع شده .

رعیت طایفه دیوانه (جت،جات،جدگال) وکیخا [در آن سکونت دارند].

سید وملا : 2 خانوار

کسبه : یک خانوار

خوش نشین 5 خانوار

برروی هم با زارع : 28 خانوار

عدد نفوس : 126 نفر

محل زراعت : 244 خروار تبریز،بذرافشان

آنچه زراعت شده با کلگیر: 52 خروار تبریز

اغنام واحشام آبادی :

گوسفند:  250 راس

گاو : 122 راس

الاغ : 42 راس

شتر : 2 نفر

اسب ومادیان : 2 نفر .

ده آخند غلامي دهستان لوتك سيستان


ده آخوند غلامی از نگاه تاريخ ،...............

 

ده آخوند غلامی در دهستان لوتک واقع شده است و از نگاه کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق . از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید به شرح ذیل تعریف می شود :

 

از نقطه شمال دو درجه ونیم (2.5)به سمت مشرق طوطی [روستای توتی ] واقع شده است .

رعیت طایفه غلامی ، طایفه عودی ، طایفه کیخا [در آن سکونت دارند].

سید وملا:  2 خانوار

کسبه: 2 خانوار

عدد نفوس: 144 نفر

محل زراعت بذر افشان : 300 خروار تبریز.

آنچه زراعت شده است ،با کلگیر 58 خروار

اغنام واحشام آبادی :

گوسفند: 450راس

گاو : 93 راس

الاغ : 64 راس

شتر:  4 نفر

اسب ومادیان : 6 راس .



ین روستا در۲۸ کیلومتری جنوب غربی شهر زابل و محمدآباد و منطقه‌ای دشت قرار دارد . ارتفاع آن از سطح دریا ۴۸۰ متر و آب و هوای آن گرم و خشک است. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۵۸ خانوار) ۲۸۲ نفر است

 

معرفي ده ماري ، دهستان لوتك  سيستان وبلوچستان  


ده ماری  از نگاه تاريخ ،............

 

ده ماری از توابع  دهستان لوتک مي باشد.

کتاب جغرافیای نیمروز،

 تالیف ذوالفقار خان کرمانی که در سال 1288 ه . ق .(1250.ه.ش.-1871م) از طرف ناصر الدین شاه قاجار به همراه هیات تعیین حدود مرز ایران وافغانستان به سیستان می آید درمورد ده ماري مي نويسد :

ماری سمت مغرب سکوهه [واقع شده است].

[از سکوهه 3 فرسخ وربع فاصله[دارد]

قلعه وامارت عالی داشته [است که ] در سر بلندی وتپه واقع شده و هم اکنون در زیر ریگ است .

در هذه السنه(1288ه.ق) از بابت ریگ زراعت نشده است که به قدر 500 خروار زمین داشته است .

طایفه رخشانی دهستان لوتک

طايفه رخشاني

جد بزرگ رخشاني ها رخشان نام دارد كه طايفه نام خود را منتسب به وي مي داند.

رخشان صاحب چهارفرزند به نامهاي بادين ـمانداـ جمال دين وزربخت بوده كه اين اسماءحالت تغيير يافته اسامي بهاءالدين ـجمال الدين ـو زربخت مي باشند كه مدلل بر ديرينگي ووقدمت زمان حيات آنهاست.

هريك از اين فرزندان شاخه اي از تيره هاي طايفه رخشاني را پديد آورده اند كه به نام خود آنها ناميده مي شود.

قسمت اعظم اين تيره ها در نوشكي و دالبندين پاكستان سكونت دارند و تعدادي نيز در ايالت نيمه روز افغانستان ساكن اند .

نكته حائز اهميت در مورد طايفه رخشاني اين مطلب است كه در بلوچستان پاكستان فقط دو زبان شاخص وبارز است يكي گويش بلوچي رخشاني و ديگري ،زبان براهويي مي باشد و اكثر طوايف بلوچ ضمن آنكه به گويش بلوچي رخشاني تكلم مي كنند خود را وابسته به اين طايفه مي دانند.

جماعتي از قبايل بلوچ كه تحت عنوان كلي (رند)ياد مي شوند طايفه رخشاني و ريگي اند كه در زمره ترك كنندگان زمين وداراي اهميت سياسي ويژه شناخته مي شوند. یک روایت بلوچی میگوید:( رخشانی وریگی چوک میر حقیقت خان)

تيره هاي مختلف اين طايفه در كشورهاي پاكستان،افغانستان،ايران(سيستان وبلوچستان،فهرج  .كرمان،بيرجند . تهران ،سرخس وتركمنستان زندگي مي كنند.

تيره هاي اصلي اين طايفه عبارتند از :

1ـ رخشاني باديني (تيره سرداري)

2ـ رخشاني جمال ديني

3ـرخشاني ماندايي

4ـ رخشاني زربختي

 تيره هاي منشعب از4تيره  اصلي عبارتند از:

1ـ ساراني             2ـازبك زايي    3ـ بهلولي       4ـماهككي

5ـ گرگيج        6ـ سيه پاد       7ـ سور    8ـرحمان زهي 

9ـ قنبر زهي    10ـ بيلر         11ـمالكي        12ـ سيه چم

رخشاني هاي سيستان از تيره باديني اند واز دو گروه فارسي زبان و بلوچ زبان ،تشكيل مي شوند كه به ترتيب دردهستان لوتك و منطقه ميانكنگي زندگي مي كنند كه شجره نامه  رخشاني هاي لوتك  به شرح ذيل مي باشد.

حضرت آدم ابوالبشرــــــــ  حضرت شیث  ــــــــ انوش ـــــــ  قینان  ــــــــ  مهماعیل  ـــــــــــ  ادریس  ــــــــ   یرد  ــــــــ  حضرت نوح  ــــــــــ  سام ــــــــ  ارفخشد ــــــــــ قبهناه  ـــــــــ  شالخ ـــــــــ  فالغ  ـــــــــ  ارغوته  ــــــــــ  شارع  ـــــــ تارخ  ـــــ  حضرت ابراهیم  ــــــــ  اسماعیل  ـــــــــ  قیدار  ـــــــــ  بنت  ــــــــــ  حمل  ـــــــــ  الهمیسع  ـــــــ  ادد  ـــــــ  اد  ـــــــ  عدنان  ـــــــــ  معد  ــــــــــ  نزار  ـــــــــ  مضر  ــــــــ  الیاس  ــــــــــ  مدرکه  ـــــــ  خزیمه  ـــــــــــ  کنانت  ـــــــــ النصر  ــــــــ   مالک  ـــــــــ  فهر  ــــــــــ  غالب   ـــــــــــ  لوء  ـــــــــ  کعب  ـــــــــ  مرت  ــــــــــ  کلاب  ـــــــــ  قصی  ــــــــــ  عبدمناف  ــــــــــــ  هاشم   ــــــــــ  عبدالمطلب   ــــــــــ  ابی  طالب  ـــــــ   حضرت علی (رضی الله عنه )  ـــــــــ  میر محمد حنفیه  ـــــــــ  میر زمیر  ــــــــ  میر قاسم  ـــــــ  میر نصر الدین  ــــــــ  میر نور شاه (رخشان) ــــــــ میر شاه نور  ــــــــــ  میر سیداد  ــــــــ  میر کرم شاه  ـــــــــــ  میر شهبیک  ــــــــــ  میر هارون  ــــــــــ  میر حیدر  ــــــــــــ  میر حسن  ــــــــــ

میر مانده ـــــــ میرحمزه ــــــــــ»-میرشاهو ـــــــــ»مير شیهک ــــــــ»مير چاكرـــــــــ»مير حمراءــــــــ»مير حسن ـــــــــ»مير بدرالدين ـــــــــ»مير نصرالدين ــــــــ»مير عجب خان ـــــــــ»مير اوديل خان ــــــــ»شادي خان ــــــــ»مير جان بيك خان ـــــــــــ»مير رستم خان ــــــــــ»مير كوچك خان----- مير لشكر خان ــــــــ»محمد رضا خان ـــــــــــ»حسين خان ــــــــــ»لشكر خان ـــــــــ» كر بلايي محمد حسين و كربلايي علي رخشاني

طبق اسناد موجود مير لشكر خان در اطراف تاسوكي ،ريگ چاه وگود زره ، به شغل دامداري اشتغال داشته وداراي رمه هاي بزرگ شتر وبز وگوسفندبوده و هم پيمان با طايفه براهويي،وظيفه تأمين امنيت مرزهاي شرقي كشور ر ا بر عهده داشته است .

در تاسوكي دو تپه به نامهاي تپه لشكران 1و2به نام وي ثبت شده و درحال حاضر موجود است كه محل زندگي و قدرت واقتدار وي را اثبات مي كند.

رخشاني هاي فارسي زبان  لوتك، از زمان حسين خان كه در اطراف سكوهه، سبز كيم ولوتك اقامت داشته اند از بلوچي به فارسي وگويش سيستاني  تغيير زبان داده اند و از زمان لشكرخان  در لوتك رحل اقامت گزيده اندو همچنان مثل سابق  با ساير تيره هاي رخشاني مواصلت و ارتباط نزديك دارند و به آداب و رسوم قومي و قبيله خويش به شدت  پايبند مي باشند.

لشكر خان رخشاني در واقع مؤسس اصلي روستاي لوتك در سالهاي سلطنت قاجارمحسوب مي شود كه درزمان سردار سرابندي از سكوهه به لوتك كوچ مي نمايد و با احداث يك مسجد و يك منزل به شكل  كاروانسرا اقدام به يكجا نشيني نموده وبه شغل كشاورزي، دامداري و تجارت اشتغال مي ورزد وباتلاش و همت خويش روستاي لوتك را بنيان مي نهد .

از خصوصيات بارز وي اينكه مردم دار و مهمان نواز بوده و همواره منزلش پناهگاه و مأمن امني براي افراد غريب وآشنا بود و همواره به عدل ودادگري معروف ومشهور بود.

زمينهاي كشاورزي اش كه به نام پا گاو لشكر خان معروف بود هميشه محل زندگي افراد چادرنشين و فقيري بود كه ملك و املاكي براي زندگي وامرار معاش نداشتند و پس از او نيز فرزندانش كربلايي محمد حسين و كربلايي علي و فرزندانشان همواره پيرو و ادامه دهنده شيوه پدر خويش بوده اند.

 

« شرف» یا «مئیار» رخشانی عبارت است از :

۱ـ پذیرائی و مواظبت از مهمان.

۲ـ امانت داری و درستکاری.

۳ـ در پناه گرفتن هر کسی که تقاضا نماید و محافظت و نگهداری از او تا پاجان .

۴ـ گرفتن بئریا انتقام یعنی خونی در بدل خونی که ریخته شود مگر آنکه خون آشتی را استوار گرداند.

۵ـ پرهیز ار کشتن زن و پسر نابالغ، کولی و کسی که غیر دین باشد ولی با آرامش در همسایگی شان به کار و زنده گی بپردازد.

۶ـ پرهیز از کشتن دشمنی که به زیارت گاهی پناه گزین شده باشد.

۷ـ آمرزیدن دشمن اگر زنی از طایفه او برای آمرزش خواهی آید.

۸ـ آتش بس و آشتی اگر کسی قران بر سرنها ده و میانجی گردد.

۹ـ کشتن زنا کار چون او را زنها رنشاید».

 

منابع :

زادسروان سيستان (غلامعلي رييس الذاكرين)

عشاير وطوايف سيستان وبلوچستان(ايرج افشار سيستاني)

جغرافياي نيمروز(ذوالفقار كرماني)

سيستان(جي پي تيت)غلامعلي رييس الذاكرين

       تاریخ بلوچستان پاکستان

 

 

[  ونيز    سيستان= ورمال 1903ميلادي]

قلعه زیبای روستای ورمال وآسیاب بادی منحصر به فرد

برگرفته از سفرنامه وکتب جغرافی دانان مشهور ایرانی وانگلیسی  

۱: هنری ساوج لندور۲: ذوالفقار کرمانی ۳: سر پرسی سایکس

جهت کسب اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب بروید

 به ادامه مطلب.....................................

ادامه نوشته