تاریخ روستای لوتک مرکزی(لوتک لشکرخان رخشانی)
لوتک ، روستایی است از توابع بخش شیب آب شهرستان هامون در استان سیستان وبلوچستان.
لوتک دروازه ورودی سیستان محسوب میگردد.
این روستا دارای قلعه ای به قدمت 1200سال یعنی 12 قرن، ومربوط به دوره اسلامی ومعاصر قلعه های روم ؛رامرود ؛گردی قلعه ،حوضدار ،کندر وقلعه مچی میباشد.در برهه ای از تاریخ که انگلیسی ها در تلاش هستند تا سیستان را به افغانستان تحویل دهند، ولی به همت و پایمردی سردار علیخان سرابندی که از طرفی داماد ناصرالدین شاه است برای اولین بار پرچم سه رنگ ایران بر بالای برج فلک سر در سکوهه به اهتزاز در می آید و به این طریق سیستان فعلی که مانند مشتی در دل افغانستان قرار دارد ایراتی بودن خویش را اثبات می کند ومردم سیستان از الحاق به افغانستان ابراز انزجار می کنند و به هویت ایرانی خویش افتخار می کنند. و فردی به نام مهندس ذوالفقار کرمانی که فارغ التحصیل دارالفنون است در سال 1205هجری شمسی، از جانب ناصرالدین شاه قاجار (پادشاه ایران) مامور نقشه برداری وآمار گیری از منطقه سیستان میشود. در صفحه 144کتاب خویش به نام جغرافیای نیمروز اینگونه مینویسد:
قلعه لوتک در سمت مغرب وجنوب قلعه سکوهه واقع شده است که در سابق قلعه و ارگ معتبر داشته ودر حال حاضر خراب شده ولی آثار عمارت عالی آن هنوز پابرجاست.
روستای لوتک مرکزی( لوتک رخشانی) در سال 1206 توسط لشکرخان رخشانی(سردار رخشانی های ایران) جهت تامین امنیت منطقه و در قسمت پایین تر و جنوب ارگ قدیمی لوتک ایجاد شد.
و قبل از اخداث روستا، امنیت این منطقه توسط دویست نفر سواره نظام طایفه رخشانی که در قلعه و ارگ لوتک ساخلو بودند برقرار میگردید.
لوتک به معنی سرزمین خشک وبی آب وعلف است( لوتک: لوت+ اَک= لوت کوچک، کویر کوچک، بیایان کوچک) که البته با دستور حاکم مقتدر سیستان(علیخان سرابندی) و توسط لشکرخان رخشانی(سردار طایفه رخشانی ایران) وبا احداث چندین نَهر و انتقال آب این منطقه را به یکی از مراکز عمده کشاورزی جنوب سیستان تبدیل نمود و تا بیست سال قبل بسیار آباد و بخشنده بود اما اکنون بر اثر خشکسالی های پی در پی، به منطقه ای خشک و بی آب و علف تبدیل شده است و اقتصاد فعلی آن برپایه تجارت استوار است.
مرحوم لشکرخان رخشانی،ابتدا مسجدی بر بالای تپه مرکزی روستا احداث نمود و روبه روی مسجد عمارت خویش را که در شمال روستا و بر کرانه شیله معروف لوتک که شاخه ای از رودخانه سیستان بود بنا نهاد.
سپس افرادی از طوایف رخشانی بادینی، ریگی شنبه زهی، گورگیج سنگگک زهی، کیخا پلاسی–سرحدی جلال زهی– سرحدی جون آبادی؛ خلیلی شاکرمی، گمشادزهی پهلوان زهی؛ ریگی شنبه زهی؛ براهویی زیرکاری، پیری روشن زهی- سیاه سر و گروهی از افغانی های هزاره( غلجه ای، رضایی، خسروی، بهبود، هزاره ای را در پای قلعه اسکان داد و بدین ترتیب روستای لوتک(مرکزی یا لوتک لشکرخان رخشانی)، شکل گرفت.
اولین پیش نماز مسجد، مرحوم لشکرخان رخشانی بود و پس از وی فرزندش مرحوم کربلایی محمد حسین خان رخشانی وفرزندان و نوادگانش این وظیفه را برعهده داشتند.
اما بعد از وفات وی مسجدی در محله قهوه خانه لوتک توسط مرحوم حاجی اصغر اصغری کیخا تاسیس شد و با مدیریت ایشان رونق یافت.
اولین مکتب خانه را آخوند ملا علی تاسیس کرد،اما پس از احداث مدرسه تعلیمات، ومدرسه ابتدایی دوازده بهمن لوتک بساط مکتب خانه ها برای همیشه برچیده شد.
بسیاری از علمای معروف ومجتهد زمان هنگام رفتن به شهر زابل و زاهدان، در مسجد جامع لشکرخان رخشانی، نماز خوانده وبه سخنرانی پرداخته اند .
شاید کمتر روستایی همانند این روستا افراد نخبه به جامعه علمی کشور وحتی خارج از کشور تحویل داده باشد.
بیش از صدها پزشک واستاد دانشگاه ومحقق ومعلم واندیشمند یادگار این منطقه اند.
شهدای زیادی نیز تقدیم ایران نموده است که عبارتند از: شهید محمد نبی رخشانی راد، شهید علی غلامی، شهید حسینعلی نیکی، شهید حبیب الرحمان براهویی جوزاک، شهید رحمت الله خسروی و ...
اقتصاد روستا در سالهایی لشکرخان در قید حیات بود، بر مبنای کشاورزی و دامداری استوار بود و هرساله کاروانهای تجاری بزرگی را به سمت قندهار درز افغانستان و نوشکی در پاکستان گسیل می داشت که عواید فراوانی برای مردم روستا داشت و باعث رونق پرشتاب روستا گردید، اما پس از وی، چون افغانستان و پاکستان به کشورهای مستقلی تبدیل شده بودند، لذا اعزام کاروان با مخاطرات فراوانی روبه رو بود به همین خاطر تجارت روستا فقط بر مبنای مغازه داری ادامه یافت و باعث گردید بازار بزرگی در دو طرف جاده اصلی زابل به زاهدان شکل گیرد که تاکنون نیز پابرجاست و علی رغم اینکه کشاورزی و دامداری به کلی از بین رفته اما تجارت در حال حاضر رونق فراوانی دارد و مردم از این طریق امرا معاش می کنند.
طوایف روستای لوتک عبارتند از:
از مهمترین طوایف این روستا میتوان از طایفه رخشانی نامبرد که اصالتا از طوایف قدیمی و اصیل وبومی سیستان هستند که در اصطلاح محلی به آنها رند میگویند(رند یعنی کسانی که دارای اهمیت سیاسی فوق العاده ای هستند) ، طایفه کیخا از طوایف یکجا نشین و کشاورز سیستان است و طوایف، سرحدی ، جنابادی، جلال زهی که اصالتا از سرحد سیستان ، یعنی اطراف تفتان،به این روستا کوچ کرده اند و هنوز به زبان سرحدی صحبت می کنند که زبان معروف و مشهور مردمی است که در اطراف کوه تفتان در تمین تا سنگان سکونت دارند و به کرد معروفند و زبانشان از گویش های زمان یعقوب لیث صفاری است و بسیار اصیل می باشد.و پیشه اصلی شان دامداری است ، طایفه خدری و شیبک از اطراف کوه خواجه آمده اندو شغل اصلی شان چوبداری بوده است. و حاج احمد رضایی که اصالتا شهرکی و جزینکی هستند و رضایی ها( افغانی الاصل و از قوم هزاره میباشند) طایفه براهویی که به دلیل کوچ اجباری توسط دولت جمهوری اسلامی از سفید آبه و تاسوکی آمده اند و سکنی گزیده اند و شغل اصلی شان گله داری و پرورش شتر میباشد.
قدرت سیاسی:
قدرت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی وفرهنگی از سالهای اول تاسیس روستا ، در دست طایفه رخشانی بود (سردار لشکرخان و کربلایی محمد حسین خان ، حیدر رخشانی وسپس مرحوم حاج محمد جان رخشانی و اکنون توسط براتعلی رخشانی مدیریت می شود) اما بطور کلی پس از کربلایی محمد حسین خان رخشانی ، قدرت روستا به حاجی اصغر اصغری (کیخا)منتقل شد و تا ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در دست ایشان و فرزندان ونوادگان وی بود ، پس از انقلاب این قدرت مشترکا به حاج احمدعلی رضایی( شهرکی) و احمدعلی آرامی( خدری) منتقل شد وکماکان در اختیار ایشان میباشد ، این دو نفر اخیر از خانوارهای کم نفوس روستا هستند ولی جالب اینجاست که سالهاست که همین دو نفر به عنوان رییس شورا انتخاب میشوند و از ابتدای انقلاب تا کنون همین دو نفر کدخدا، سفیدریش و رییس شورا هستند.
جالب تر این که طوایف براهویی ،کیخا ، نیکی با وجود اینکه بیشترین عدد نفوس را دارند ولی تاکنون توان عرض اندام در مقابل این دو نفر را نداشته اند و توسط همین دو خانوار به گوشه رینگ رانده شده اند.
اینکه در آینده قدرت به کدام طایفه منتقل خواهد شد هنوز قطعی نیست اما به نظر میرسد طایفه نیکی و طایفه کیخا برای بدست اوردن قدرت ،بی رغبت نیستند و هر از گاهی بر سر به دست آوردن قدرت سیاسی روستا، با گروههای حاکم زد وخوردهایی داشته اند.
روستا از لحاظ قطب بندی و یا داشتن محلات مختلف اینگونه است که به چند بخش تقسیم میشود که بدین شرح است:
محله اول : محله مسجد جامع اهل سنت که اکثرا بلوچ های رخشانی و براهویی ساکن اند.
محله دوم: محله مسجد جامع اهل تشیع که طوایف رخشانی، بولاغ و کوچکزهی سکونت دارند .
محله سوم: محله شیله است که طوایف براهویی، شالی بر، کیخا، صنوبری، محمدپور، سرحدی، نارویی، در آن ساکن اند.
محله چهارم: محله پمپ بنزین، که طوایف رخشانی و غلامی و کیخا ساکن اند.
محله پنجم: محله رخشانی ها که در جنوب روستا و چسبیده به خرابه های تاریخی لوتک نزدیک به گمرک و کاروانسرای قدیمی قرار دارد.
محله قهوه خانه: که دو طرف جاده زابل به زاهدان و پشت مغازه های لوتک قرار دارد و در قسمت مرکزی روستا واقهع است.







