X
تبلیغات
دهستان ( لوتک ) دروازه ورودی سیستان - طایفه براهویی دهستان لوتک
سیستان؛ بهشت باستان شناسان ودهستان لوتک :دروازه ورود به این بهشت است.

 

تیره های طایفه براهویی

مهمترین تیره های این طایفه که در سیستان(لوتک)، خاش و سفید آبه زندگی می کنند به شرح زیر هستند.

براهویی، بلوچ خان زایی، شهمرادزایی، ایجباری، محمد حسنی، دورازایی، موسی زایی، جنگی زایی، عیسی زایی، مستان زایی، شاهی زایی، باگی زایی، عبدوزایی، منیگل، پیروزفر، مرادزایی، چنال ، زیرکاری.(جانب اللهی، 1362 ، 147)

 

 از جمله رخدادهای مهم طایفه براهویی می توان به جنگ ممسنی

براهویی با طایفه وزیری افغان  در زمان ناصرالدین شاه  قاجار به رهبری

سردار جمعه خان براهویی اشاره کرد.

 

زندگی نامه سردار جمعه خان براهویی(جماخان)

در این رابطه نوشتاری از آقای ظریف مالکی آموزگار بازنشسته از براهویی های ممسنی زاهدان در خصوص زندگی سردار جمعه خان براهویی آورده می شود.

     طوایف مختلف ممسنی تبار ساکن در سیستان و بلوچستان ایران ،به زبان های  بلوچی و سیستانی سخن می گویند.ایل ممسنی یا محمد حسنی  مستقر در بلوچستان پاکستان به زبان های بلوچی ، براهویی و اردو، و ممسنی های جنوب افغانستان به زبان های بلوچی رخشانی،فارسی و پشتون  صحبت می کنند.

     بخشی از  ممسنی ها ی سیستانی در زمان هخامنشیان در استان فارس ساکن شدند و در طول هزاران سال روابط بین  ممسنی های  فارس و سیستان ادامه داشت .در دوره صفوی ایل ممسنی مقیم   استان فارس قدرتمند ترین ایل جنوب ایران بود.در زمان شاه عباس کبیردر حدود  بیست  هزار ممسنی تحت رهبری سردار محمد خان ممسنی از استان فارس  به سیستان و بلوچستان مهاجرت کردند.براهویی های ممسنی تبارسیستان و بلوچستان، بازماندگان همان  مهاجرین اند که که به دلیل سکونت بین قوم براهویی،با گذشت زمان ،زبانشان تغییر کرده و براهویی نامیده می شوند.

   تاریخ سیاسی براهویی ها از زمان نادر شاه شروع می شود.اشرف افغان پس از شکست از نادر و در حین فرار به سوی افغانستان بوسیله ابراهیم خان براهویی کشته شد.نادر پس از رسیدن به حکومت ایران ، نصیر خان براهویی را به حکومت بلوچستان منصوب کرد.بعد از قتل  نادرشاه در سال 1160قمری ، نصیر خان براهویی به کمک شهباز خان ممسنی حکومت محلی مقتدری در بلوچستان تشکیل داد.

    اکثریت براهویی های مقیم سیستان ایران ،از تیر ه های ایل ممسنی هستند و در  سیصد سال اخیر از متحدین طوایف سیستانی هم پیمان خود، یعنی  رخشانی ها و سرابندی ها بوده اند.

   سردار علی خان حاکم بومی سیستان از طایفه سرابندی ممسنی ،در سال 1269قمری پرچم ایران را برفراز مرکز حکومتی اش در سکوهه سیستان برافراشت.در سال 1284 ناصرالدین شاه به دنبال بروز درگیری بین سران خاندان سرابندی ،با اعزام لشکری  به سیستان ،تعدادی از  بزرگان سرابندی و شهرکی را دستگیرو به تهران تبعید  کرد و حکومت این ناحیه را به امیر علم خان حشمت الملک سپرد.

      سردار جمعه خان در سن 14 سالگی در کنسولگری روس در سیستان مشغول به کار شد.در آن زمان روسیه از ایران، و انگلیس از افغانستان حمایت می کردند.سردار جمعه خان پس از درگذشت پدرش سردار پسند خان ،مسئولیت سرپرستی طایفه براهویی سیستان و حفاظت ازبخشی از  ناحیه مرزی رابه عهده گرفت.

    در زمان مظفرالدین شاه ،محمد علیشاه و احمد شاه قاجار،حکومت مرکزی ایران بسیار ضعیف بود وعملا" نفوذی در مناطق ایلیاتی  و نواحی مرزی نداشت.بخشی ازناحیه مرزی ایران و افغانستان  که حوزه استحفاظی سردار جمعه خان بود از نا امن ترین این مناطق محسوب می شد.

   سردار جمعه خان با کمک نفرات تحت فرمان خود که بیشترشان از تیر ه های براهویی ممسنی بودند وبا همگاری طایفه رخشانی، به مدت 60 سال آرامش و امنیت را در منطقه وسیعی که از زاهدان تا قائنات گسترده بود،برقرار نمود.

   سردار جمعه خان در آغاز کار فرماندهی واحد قره سواران را به عهده داشت.بعدها این واحدها به پاسگاه های امنیه و ژاندارمری تبدیل شدند.مرکز فرماندهی پاسگاههای مرزی در سفیدابه مستقر بود.  با شکل گیری ارتش نوین ایران در زمان رضاشاه،سردار جمعه خان در ارتش به خدماتش ادامه داد.

   سردار نظر خان و رحیم خان از دیگر بزرگان براهویی بودند که در عملیات مرزی و مبارزه با سارقین و راهزنان مسلح افغانی ، با سردار جمعه خان همکاری می کردند.

  به دلیل  تلا ش های بی وقفه سردار جمعه خان  در برقراری امنیت و سرکوب مهاجمین افغانی،حکام سیستان و قائنات بارها از حکومت مرکزی درخواست تشویق ایشان را نمودند. مدال شجاعت اهدایی  از طرف مظفر الدین شاه قاجار به او از قدیمی ترین نشان های افتخار دوران خدمت نظامی او است. در زمان احمد شاه و رضاشاه ،به دلیل شایستگی در انجام امور محوله بارها مورد  تشویق قرار گرفت.

   چندین ابلاغ تشویقی سردار جماخان بوسیله ارفع الممالک(1299 -1301 ) اولین حاکم دزداب،و جانشین او امیر معصوم خان خزیمه علم ملقب به حسام الدوله  امضاء شده است.

   روستای  دزداب در اولین سفر رضاشاه به منطقه سیستان و بلوچستان به« زاهدان» تغییر نام یافت وبه سرعت مراحل رشد و ترقی را طی کرد.بعد از گذشت  چندین سال زاهدان به عنوان مرکز فرمانداری سیستان و بلوچستان انتخاب شد.

   استقرار حکومت رضاشاه باعث ایجاد تحولات عمیقی در منطقه شد.برنامه خلع سلاح و اسکان عشایر و تغییر لباس منجر به بروز در گیری هایی در سیستان و بلوچستان گردید.اجرای دستورات دولت رضاشاه برای سردار جمعه خان که خود سرپرستی براهوی های چادر نشین را بعهده داشت،کاری سخت بود،که توانست با اتخاذ تدابیر لازم به صورتی مناسب آنها را اجرا نماید.

  رحیم خان مالکی رییس پاسگاه لوتک و از بستگان سردار جمعه خان به دلیل مخالفت با طرح اسکان عشایر و از بین بردن سیاه چادرها ،و عدم اجرای دستور کشف حجاب و کوتاه کردن موی دختران از اجرای دستورات  سرهنگ مکری سرپیچی کرد.رحیم خان جهت جلوگیری از درگیری بین واحدهای نظامی خودی  و نیروهای اعزامی از مرکز، به افغانستان رفت.پس از پادرمیانی سردار جمعه خان ودرخواست تعدیل برنامه ها ی دولت ،رحیم خان به ایران برگشت.

      در نظام جدید ارتش رضاشاه ،  سردار جمعه خان از نایب امنیه به ستوان دومی تغییر درجه داد و عناوین سرداری و خانی او طبق مقررات جدید حذف گردید.در سال 1317شمسی درجه ستوان یکمی ارتش را دریافت کرد.

    در سال 1318 عده ای از دشمنان او   با ارسال گزارشات مغرضانه،وی را متهم به حمایت از  قیام سردار جمعه خان اسماعیل زهی  بر علیه دولت نمودند.دادگاه ارتش مدت یکسال سردار جمعه خان را در تهران در بازداشت نگه داشت و به دلیل نبود دلایل مستند در سال 1319 او را تبرئه کرد.

   در سال 1328 شمسی درجه سروانی سردار جمعه خان به او اعطا گردید و در سال 1335در سن 97 سالگی  با درجه سرگردی از ارتش بازنشسته شد،و در سال 1348 پس از 110 سال عمر درگذشت. سردار جمعه خان در مجموع 83 سال از عمرش را در زمان 6 پادشاه ایران ،در خدمت به میهن سپری کرد.

    پس از مرگ سردار جمعه خان ،فرزندش سردار رحمان خان که خود از مامورین نظامی و از همرزمان پدرش بود، وظیفه خطیر رسیدگی به امور تیره های مختلف  براهویی را با کمک و مشورت  بزرگان سایر تیره ها انجام می داد. شادروان رحمان خان که فردی مردم دار بود ، در سال 1363شمسی درگذشت. ( مالکی)

سرابندی ها ظاهراً از اولاد مالک اشتر نخعی هستند که در زمان خلافت عمر به ایران آمده اند. ابتدا با نام نخعی در کردستان اسکان یافتند ولی بعد ها در منطقه اراک امروزی کوچ کرده و در کوههای سربند استقرار یافتند و به همین لحاظ به سربندی معروف شدند. آنان در این منطقه با توجه به شرایط آب و هوایی به دامداری مشغول شدند.

با حمله مغول از آنان شکست خورده و بیشتر آنان به فارس کوچ کردند. در فارس به دو دسته تقسیم شدند؛ گروهی به همراهی فردی به نام محمد حسن در شیراز اقامت گزیدند که به ایل محمدحسنی یا ممسنی( ماماسنی) معروف شدند  و دسته دیگر به کرمان رفتند و به دو دسته تقسیم شدند.دسته ای که تحت ریاست ابراهیم حارث بودند به ابراهیمی و به مرور زمان به براهویی مشهور شدند. آنان از کرمان به بلوچستان رفتند و عده ای از آنان به افغانستان کوچ کردند.

گروهی دیگر در بم با همان  نام «سربندی» در جبال بارز سکنی گزیدند و عده ای نیز به کوه لخشک لار یزد اطراف زاهدان، خاش و سیستان رفته و ساکن شدند.(جانب اللهی، 1362 ، 146)

طوایف سربندی یک دوره طولانی از قدرتمندترین طوایف سیستان و از وابستگان طایفه براهویی بوده اند.

طایفه سربندی به همراه نادر شاه در تسخیر هندوستان شرکت داشتند و بعدها در حکومت نادر شاه، فراز و فرودهایی داشته اند تا اینکه با رها کردن خانه به دوشی به زندگی کشاورزی روی آوردند.

با کشتن امیر قنبر خان توسط نادرشاه، پسرش امیر کوچک خان علیه نادر قیام نمود و لشکر علی قلی خان را تار و مار کرد. امیر کوچک خان پس از این جریان به کرمان برگشت  و در ماهان مریض شد و درگذشت.بعد از او پسرش غلامشاه خان در سال1747م برابر با 1126 شمسی رئیس طایفه سربندی شد.(همان، 152-150)

بعد از غلامشاه پسرش محمدرضاخان اول در سال1791 میلادی برابر با1178 شمسی در رأس طایفه قرار گرفت.او از سه کوهه به دولت آباد نقل مکان کرد. بعد از فوتش پسرش امیرخان به ریاست طایفه انتخاب شد.و پس از او محمدرضا خان دوم بین سردار علی خان و لطفعلی خان بر سر جانشینی اختلاف درگرفت.سردار علی خان لطفعلی خان را کور کرد و جانشین محمدرضاخان شد. سردار علی خان در سال1232 شمسی با 500 سوار به تهران ، نزد ناصرالدین شاه رفت و شاه دختر عموی خودرا به زنی به سردار علی خان داد و او را ملقب به حسام السلطنه کرد.( همان،156 )

علی خان سرابندی به دست برادرزاده خود به نام تاج محمدخان به قتل رسید و خود حاکم سیستان شد ولی پس از مدتی دستگیر و سپس متواری گردید و در کویته پاکستان درگذشت.(محمود،996)

بعد از تاج محمدخان، میرعلم خان حشمت الملک والی سیستان شد. پس از تاج محمد خان پسرش سردار پردل خان به جای وی منصوب شد و با تقویت حکومت مرکزی در سیستان این طایفه از قدرتش کاسته و برعکس بر قدرت خاندان علم که با دولت روابط حسنه ای داشت  افزوده شد. سردار پردل خان در سال1301 شمسی درگذشت و پس از او پسرش سردار محمدرضاخان پردلی جانشین او شد. او تا تاریخ چهارم آبان ماه1365 که فوت نمود رئیس طایفه سرابندی بود.

سردار محمدرضاخان پردلی در سال1320 به اتفاق مرحوم آیت الله شریفی علیه دولت قیام کردند. قیام آنان توسط دولت سرکوب شد و محمدرضاخان بیش از38 سال در زمان حکومت رضاشاه و پسرش در زندان و تبعید به سر برد.سپس عفو گردید و به سیستان برگشت.

نویسنده ژینوس در 89/06/28

لينك مطلب

تاریخجه دهستان لوتک

لوتک –روستایی است از توابع بخش شیب آب شهرستان هیرمند در استان سیستان وبلوچستان .
لوتک در وازه ورودی سیستان محسوب میگردد.
این روستا دارای قلعه ای میباشد به قدمت 800سال ومربوط به دوره اسلامی ومعاصر قلعه های روم ورامرود وگردی قلعه وحوضدار وکندر وقلعه مچی میباشد.مهندس ذوالفقار کرمانی که فارغ التحصیل دارالفنون است در سال 1288از جانب ناصرالدین شاه قاجار مامور نقشه برداری وآمار گیری از سیستان میشود .در صفحه 144کتاب جغرافیای نیمروز اینگونه مینویسد :
قلعه لوتک در سمت مغرب وجنوب قلعه سکوهه واقع شده است که در سابق قلعه وارگ معتبر داشته ودر حال حاضر خراب شده ولی آثار عمارت عالی ان دیده میشود .
روستای لوتک در سال 1204 بدستور نائب الحکومه وقت سیستان در مکان کنونی توسط لشکرخان رخشانی جهت اداره هرچه بهتر اراضی کشاورزی وتامین امنیت منطقه ایجاد شد .
لوتک به معنی سرزمین خشک وبی آب وعلف است .
سالار اولیه لوتک مرحوم لشکرخان رخشانی است که نیاکانش اصالتا اهل ایالت بلوچستان هستند.
افرادی از طوایف رخشانی–سرحدی – جنابادی – خلیلی – کیخا – ریگی – براهویی – غلجه ایی- پیری - سیاه سر’و گرگیج - گمشادزهی ...در این روستا اقامت داشته ودارند .
مکتب خانه لوتک از بدو امر توسط مرحوم ملا رضا اداره می شده که صدها فرد باسواد وقران خوان رابه جامعه تحویل داده است .
در دوره ای مشهور بوده که زن ومرد این روستا باسوادند وبسیاری از علمای معروف ومجتهد زمان هنگام عبور از لوتک در مسجد آن به ادای نماز وسخنرانی پرداخته اند .
شاید کمتر روستایی همانند این منطقه افراد نخبه به جامعه علمی کشور وخارج از کشور تحویل داده باشد .
بیش از صدها پزشک واستاد دانشگاه وومحقق واندیشمند یادگار این دهستانند.
فاصله لوتک با شهرستان زابل حدودا 25 کیلومتر وبا شهر سوخته حدود35کیلومتر است .
جولایی . کشاورزی وبیشتر تجارت در این روستا رواج داشته ودارد .
قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی زاهدان به زابل ووهمجواری با محوطه های باستانی .شهر سوخته .حوض دار وکندر(اوجدار گنبد)قلعه مچی .چاههای محمدرضاخان .قلعه سام وقلعه سکوهه وهم مرز بودن با کشور افغانستان از این روستا یک مرکزیت جغرافیایی .سیاسی وتجاری خاصی ساخته که در همه ازمنه های تاریخی نقش خود را به نحو احسن ایفا نموده است به نحوی که در دوره پهلوی اول وقبل از آن دارای دو کاروانسراوحتی دارای یک گمرک متعلق به انگلستان نیز بوده است .
این دهستان شهدای زیادی را برای حراست وحفاظت از مام میهن اسلامی تقدیم ملت گرانقدر ایران نموده که شهید غلامی. شهید محمد نبی رخشانی راد . شهید خسروی .شهید براهویی جوزاک وشهید نیکی .شهید غلام کیخادوست شهید قزاق وشهید ریگی و......از این جمله اند .



در سال 66 به عنوان مرگز دهستان لوتک انتخاب گردید که مجوز آن به شرح ذیل می باشد.


‌ایجاد تشکیل تعداد 1دهستان شامل روستاها،

مزارع و مکانها در شهرستان زابل تابع استان سیستان و بلوچستان
1366.04.10 - .1208ت931 - 1366.10.28 - 1079
‌تقسیمات کشوری و وظائف استانداران و فرمانداران

‌هیأت وزیران در جلسه مورخ 1366.4.10 بنا به پیشنهاد شماره 1372.1.5.53 مورخ
1366.1.18 وزارت کشور به استناد ماده 13 قانون تعاریف و ضوابط‌تقسیمات کشوری مصوب
تیرماه سال 1362 مجلس شورای اسلامی، در اجرای ماده 3 قانون و تبصره‌های ذیل آن و
ماده 31 آیین‌نامه اجرایی قانون مذکور‌تصویب نمودند.
‌در شهرستان زابل تابع استان سیستان و بلوچستان تعداد 1 دهستان به نام دهستان لوتک شامل روستاها،
مزارع و مکان‌ها در محدوده جغرافیایی معین مطابق با کروکی و نقشه1.250.000 ضمیمه
که ممهور به مهر هیأت وزیران است به شرح زیر ایجاد و تشکیل گردید.

به مرکزیت روستای لوتک مشتمل بر 42 روستا، مزرعه و مکان به شرح زیر:
1 - اسلام، 2 - ابراهیم میرزاجان، 3 - اوجدار گنبد، 4 - بندهی، 5 - پسندخان نور
محمد، 6 - پل‌اسبی، 7 - پشت دشت، 8 - پاسگاه شهید پیران، 9 - پاسگاه‌ژاندامری تپه
طالب‌جان، 10 - پاسگاه ژاندارمری تاسوکی، 11 - تاسوکی، 12 - حسن‌آباد، 13 -
حسین‌آباد، 14 - چاه محمدرضا جان، 15 - ده علی رضا، 16- ده فقیر، 17 - ده برفی، 18
- دل‌آسا، 19 - دوران جان، 20 - دوست محمدخاجی، 21 - رسول بیک، 22 - سکوهه، 23 -
سفیدجان، 24 - ساختمان‌شماره یازده، 25 - شهر سوخته، 26 - علی‌آخوند، 27 - قلعه
حسن، 28 - قلعه رستم، 29 - کندو، 30 - کرم شاد، 31 - گل محمد، 32 - لوتک حاجی
عظیم،33 - لونک جمعه میرزا، 34 – لوتک رخشانی، 35 - لوتک رحمان، 36 - لوتک شیرمحمد، 37 -
لال‌جان، 38 - لوتک صفرشاد، 39 - لوتک کهنه کوچک پایین، 40 -‌مسافر کلاتی، 41 -
محی، 42 – ورمال

تبصره 1
‌هر گونه روستا، مزرعه و مکان که قبلاً در تابعیت این شهرستان بوده و در فهرست
نقاط واقع در دهستانهای تابعه و کروکی‌های مربوطه منظور نشده مادامی که‌دهستان‌بندی
در در شهرستانهای همجوار به اجرا در نیامده همچنان از لحاظ نظام اداری در تابعیت
دهستان مربوطه در این شهرستان باقی خواهد بود.
‌تبصره 2
‌وزارت کشور موظف است امکانات اجرایی این مصوبه را در مورد دهستان‌های همجوار یا
شهرستانهای دیگر در اولین فرصت فراهم نماید.
‌تبصره 3
‌با تصویب محدوده دهستان‌های واقع در این شهرستان چنانچه روستا، مزرعه و مکان
دیگری به جز فهرست اسامی نقاط مندرج در نقشه کروکی ضمیمه و در‌محدوده آن ملاحظه
شود یا در آینده بوجود آید در حوزه و تابعیت دهستان مربوطه خواهد بود.


‌میرحسین موسوی - نخست‌وزیر
موضوعات
لینکدونی
جستجو
امکانات سایت